آخرین خبرها

شرایط تقسیم ارث+احکام ارث

شرایط تقسیم ارث+احکام ارث

همان طور که می دانید همه چیز برای تقسیم ارث روی اصول می باشد .

تعداد فوت شدگانی که هیچ وارثی ندارند و اموالشان در نهایت به نفع دولت ضبط می شود، زیاد نیست. در ازای آن بیشتر فوت شدگان، ورثه ای عریض و طویل دارند که وقتی اموال میانشان تقسیم می شود به هر کدام سهم ناچیزی می رسد. در مقابل برخی نیز سهم الارث قابل توجهی دارند به طوری که با تقسیم ارث میان آنها زندگی هر کدامشان از این رو به آن رو می شود.

در بین این دو گروه یعنی چه آنها که ارث اندکی از متوفی می برند و چه آنها که با سهم الارث خود به رفاه می رسند، کسانی هستند که یا به دنبال تبانی برای بیشتر سهم بردن هستند یا به دنبال حذف بقیه ورثه، اما قوانین ارث و سهم هر یک از افراد از آن کاملا مشخص است و آن طور که اکبر عراقی، وکیل پایه یک دادگستری می گوید هیچ فردی نمی تواند فرد دیگر را از رسیدن به ارث محروم کند، در حالی که اگر در جایی در حق برخی افراد اجحاف شود راه محاکم دادگستری، طرح شکایت و تلاش برای احقاق حقوق از دست رفته نیز برای آنها باز است.

با این که نحوه تقسیم ارث در قانون روشن است برخی ورثه برای تصاحب اموال به نفع خود تلاش می کنند. در برخی خانواده ها نیز برادران سعی در حذف خواهران از پروسه تقسیم ارث دارند و در بیشتر موارد موفق هم می شوند. اگر دختری چنین وضعی پیدا کرد بهترین راه برای احقاق حقوقش چیست؟

موفقیت احتمالی برادران یا هر وارثی در تصرف بظاهر قانونی اموال متوفی فقط منحصربه ارث نیست و در هر مورد که امکان تهیه و جعل سند حتی سند عادی علیه شخص یا اشخاصی وجود داشته باشد، می تواند مصداق پیدا کند.

اما در موضوع ارث، دختر یا هر ورثه ای که حقوقش (سهم الارث وی) در معرض تضییع قرار گرفته است باید در مرحله اول وارث بودن خود و ثبت وجود ترکه یعنی اموال (ولو با اسناد عادی) برای مورث (متوفی) را اثبات کند، یعنی باید ثابت کند او وارث متوفی است و متوفی هم اموالی داشته است.

در گام دوم او باید مدارک محکمه پسند یا شهودی دال بر جعلی و غیرواقعی بودن اسناد و مدارک وارث یا وارثین جاعل را به دادگاه صالحه (که در این مورد خاص، دادسرای محل اقامت جاعل یا جاعلان یا محل وقوع جرم است) با طرح دعوی کیفری ارائه کند. در مورد دعاوی حقوقی نیز ابطال اسناد مالکیت وراث جاعل را در رابطه با اموال غیرمنقول، از دادگاه محل وقوع اموال و در رابطه با اموال غیرمنقول از دادگاه محل اقامت خوانده یا خواندگان مطالبه کند.

این وضع در مورد برخی مادران هم صدق می کند، یعنی فرزندان با این که می دانند مادر در خانه پدری حق و حقوقی دارد و از بابت مهریه طلبکار است، سهم او را نادیده می گیرند. این گروه از زنان برای احقاق حقشان باید چه کار کنند؟

در مورد این افراد هم وضع به همین شکل است. در واقع مادر (زن متوفی) نیز مثل هر وارث دیگری که حقوقش (سهم الارث وی) مورد تضییع قرار گرفته است باید وجود اموال هنگام فوت متوفی و جعلی یا غیرواقعی بودن هرگونه انتقال به نام غیر را اثبات کند و سپس از محل ترکه یا اموال متوفی، سهم الارث و مهریه خویش را از همه وراث با طرح دعوی حقوقی، از دادگاه ذی صلاح مطالبه کند.

اگر برخی ورثه با همکاری یکدیگر موفق به محروم کردن ورثه دیگر از ارث شدند آیا ورثه ای که از ارث محروم مانده است بعد از تقسیم ارث از سوی آنها می تواند این موضوع را از مراجع قانونی پیگیری کند؟ او باید به کجا مراجعه و چه دادخواستی مطرح کند؟

از لحاظ قانونی هیچ یک از وراث و حتی مورث (کسی از او به دیگران ارث می رسد) نیز حق محروم کردن، وراث یا وارثین دیگر را ندارند که در صورت تحقق عملی آن (که یا از طریق تأمین اسناد مجعول اعم از رسمی و عادی صورت می گیرد یا از طریق تقسیم غلط ارث که آن هم طبق ماده ۶۰۱ قانون مدنی باطل محسوب می شود) مدعی (شخص متضرر از ارث یا تقسیم آن) باید به دادگاه صلاحیتدار مراجعه کرده و دادخواست ابطال به طرفیت جاعل یا جاعلان و در تقسیم غلط ارث، به طرفیت همه وراث را به مرجع قضایی ارائه کند.

در برخی موارد دیده می شود مادر خانواده پس از فوت شوهرش یا بقیه وراث بعد از مرگ پدر حاضر به تخلیه خانه برای تقسیم ارث نمی شوند. آیا آنها چنین حقی دارند و اگر ندارند بقیه وراث باید به چه طریقی آنها را از ادامه این کار بازدارند؟

با استناد به ماده ۸۶۷ قانون مدنی که مالکیت ورثه نسبت به ترکه متوفی پس از ادای حقوق و دیون وی را به رسمیت می شناسد نه تنها مادر بلکه هیچ ورثه ای چنین حقی ندارد، اما گاه این تصرف غیرقانونی در خانواده مشاهده می شود که در این صورت تک تک وراث یا همه با همکاری یکدیگر می توانند با ارائه دادخواست حقوقی به دادگاه محل وقوع ملک، اجبار او به تخلیه و تقسیم ترکه یا فروش آن و حتی اجرت المثل ایام تصرف غیرقانونی را مطالبه کنند.

گاهی اوقات نیزدر مورد ورثه ای که برای تقسیم ارث به دادگاه رفته اند، دیده شده یک یا چند نفر از وراث در دادگاه حاضر نمی شوند و پروسه تقسیم ارث به علت سنگ اندازی های آنها بلاتکلیف می ماند. در این وضع ورثه باید چه کار کند؟

اصولا و طبق ماده ۹۵ قانون آیین دادرسی مدنی، حاضرنشدن خوانده یا خواندگان، مانع تداوم رسیدگی نیست و دادگاه باید جلسه رسیدگی را حتی بدون حضور خوانده یا خواندگان (وراث دیگر) ادامه دهد و با صدور حکم غیابی تکلیف وراث و سهم الارث آنها را مشخص کند. این حقی است که برای وراث در قانون به رسمیت شناخته شده و آنها می توانند عمل به متن قانون را از دادگاه بخواهند.

اگر در وصیت نامه شخصی تاکید شده باشد که فلان ورثه از ارث محروم است یا ماترک میان همه فرزندان به طور مساوی تقسیم شود آیا این وصیت نامه قابل استناد و اجراست؟

با استناد از مفهوم مخالف ماده ۸۴۳ قانون مدنی که وصیت تا ثلث ترکه را نافذ می داند نظر به این که ارث و بهره مندشدن از آن با فوت مورث و وجود وارث تحقق پیدا می کند یعنی ارث به محض فوت فرد ایجاد می شود و متوفی قادر به انجام هیچ گونه عمل حقوقی نیست پس محروم ماندن برخی وراث از ارث باطل است و محمل اجرا ندارد، مگر در مورد یک سوم ترکه که شخص وصیت کننده می تواند آن را برای برخی ورثه وصیت و وراث دیگر را از آن محروم کند.

پس طبیعی است اگر این یک سوم برای عده ای خاص از ورثه کنار گذاشته شده باشد کسی نمی تواند از اجرای آن جلوگیری کند و بقیه وراث باید دو سوم باقیمانده اموال را میان خود تقسیم کنند. به این ترتیب آن لفظی که گفته می شود فلانی ورثه خود را از ارث محروم می کند و این موضوع را در وصیت نامه اش قید خواهد کرد، قابل استناد نیست و قابلیت اجرا ندارد.

اصلا در موضوع ارث، وصیت نامه چقدر ارزش دارد چون دیده شده حتی وصیت نامه ای که به صورت محضری تنظیم شده قدرت اجرایی ندارد و در بیشتر مواقع وراث زیر بار مفاد آن نمی روند؟

طبق شرع و ماده ۸۴۳ قانون مدنی، مفاد وصیت نامه اعم از رسمی و عادی تا سقف یک سوم ترکه بدون اجازه وراث معتبر است و کسی حق نادیده گرفتن آن را ندارد.

اگر یکی از فرزندان در زمان حیات پدر یا مادر به آنها کمک مالی کرده باشد و آن پول مثلا صرف خرید خانه، ماشین یا باغ شده باشد بعد از مرگ آنها این مبلغ چطور محاسبه و به شخص بازگردانده می شود؟ آیا وراث می توانند از پرداخت این مبالغ به شخص مورد نظر خودداری کنند؟

فرزند یا فرزندان می توانند بقیه طلبکاران متوفی، با استناد به اصل عدم تبراع و ماده ۳۳۶ قانون مدنی، با فهرست کردن هرگونه مساعدت مالی به والدین خود و با ارائه دادخواست حقوقی به طرفیت وراث دیگر در محل اقامت آنها و بر اساس آخرین شاخص روز تادیه (به نرخ روز)، حقوق خود را مطالبه کنند.

حالا اگر شخصی فوت کند و فرزندی نداشته باشد اموالش به چه طریق میان طبقات ارث تقسیم می شود؟

از آنجا که طبقات ارث، طبق ماده ۸۶۲ قانون مدنی، سه طبقه است در صورت نبود هر طبقه، ارث به طبقه بعد می رسد. طبق قانون، طبقات ارث عبارتند از طبقه اول: پدر و مادر و اولاد و فرزندان فرزندان، طبقه دوم: اجداد و برادر و خواهر و طبقه سوم: عموها و عمه ها و خاله ها و دایی ها و فرزندان آنها.

بدیهی است در صورت نبود طبقه اول، نوبت به طبقه دوم و بعد از آن به طبقه سوم می رسد و اگر هیچ یک از این طبقات وجود نداشته باشد طبق ماده ۸۶۶ قانون مدنی، اموال بدون وارث به نفع دولت ضبط می شود.

مالیات بر ارث یکی از موضوعاتی است که ورثه همواره از آن بیم دارد. بگویید چرا دولت چنین مالیاتی را پیش بینی کرده و مبنای محاسبه آن چیست؟

اصولا مالیات بر درآمد و اموال و حقوق مالی اشخاص تعلق می گیرد و از آنجا که سهم الارث نیز یک نوع مال یا حقوق مالی وراث محسوب می شود طبق قانون مالیات های مستقیم، بر اساس تعرفه های مشخص که تا میزان خاصی نیز معاف از مالیات است مشمول مالیات می شود. میزان این مالیات طبق مواد ۱۹ و ۲۰ این قانون از ۹ تا ۷۰ درصد محاسبه می شود که میزان آن در طبقات سه گانه ارث، متغیر و متفاوت است.

البته میزان این مالیات چون برمبنای ارزش منطقه ای محاسبه می شود و معافیت های مالیاتی نیز در آن اعمال می شود، مبلغ آن قابل توجه نیست. در حالی که این مالیات فقط برای اموال دارای سند که سابقه ثبتی دارند، اعمال می شود به طوری که اسناد غیررسمی و اموال منقول و هر گونه مالی که سابقه ثبتی نداشته و نقل و انتقال رسمی نیز درباره آن صورت نمی گیرد، مشمول مالیات نمی شود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ارث، قوانین ارث، ارث زن، ارث مادر

به جای گذاشتن ارث برای خویشان وبازماندگان است میراث انسان ها هر چند شامل دو جنبه مادی و معنوی می باشد اما آنچه که با به زبان آوردن کلمه ارث در اذهان متبادر می گردد بعد مادی قضیه است.

بی شک گرانبهاترین میراثی که انسان هابرای فرزندان ونسل پس از خود بر جای می گذارند علوم وتجربیات آنهاست با این وجود چه بسیارند خانواده هایی که برسرتقسیم مال وثروت پدران خود دچار اختلاف شدید می شوند که برخی اوقات موجب خسارت های جبران ناپذیری می شود این امر قانون گذاران تمام کشورها رابرآن داشته تا در مورد ارث و نحوه تقسیم آن در بین بازماندگان قوانین ومقرراتی وضع نمایند ودستگاه های قضایی را موظف گردانند تا بر حسن اجرای این مقررات نظارت داشته باشد. کشور ما از این قائده مستثنئ نیست ودر قانون  مدنی برای این موضوع تدابیری اندیشیده شده است.

تعریف ارث

ارث در لغت به معنای مالی است که از متوفی باقی مانده ودر اصطلاح انتقال دارایی شخص متوفی به بازماندگان می باشد که این امر بدون اراده متوفی و بازماندگان او صورت می گیرد.معنای دیگر آن انتقال غیر قرار دادی چیزی ازشخص به شخص دیگراست.  فقیهان به پیروی از قرآن کریم از ارث به فریضه وفرض  نیز تعبیر کرده اند.

محاسبه ارث آنلاین

یکی از سرویس هایی که توسط این سایت به هموطنان عزیز ارائه میشود محاسبه ارث آنلاین میباشد که دیگر نیازی به محاسبه ی آن و خواندن فرمول های محاسبه و مطالعه ی قواعد آن نمیباشد و شما میتوانید با مراجعه به قسمت محاسبه ارث آنلاین و مشخص کردن ورثه سهم الارث هر یک از وراث را به طور دقیق محاسبه نمایید.

برخی اصطلاحات حقوقی در خصوص ارث

  • متوفی : کسی که فوت کرده است
  • ترکه : مالی است که از متوفی باقی مانده است.
  • وارث : شخصی است که از متوفی ارث می برد.
  • نسب عبارت از ارتباط واتصال فردی به دیگری به ولادت شرعی.
  • خویشان نسبی : عبارت است از وابستگی شخصی به شخص دیگرازطریق ولادت چه مستقیم باشد مانند رابطه پسرو مادر چه با واسطه باشد مانند رابطه برادر که به واسطه پدر با یکدیگر خویشاوند هستند.
  • خویشان سببی : خویشاوندی بین دو نفر که در اثرازدواج به وجود می آید. مثل رابطه داماد با مادرهمسریا خواهر زن

اقسام ورثه ( اشخاصی که به موجب نسب ارث می برند سه طبقه اند )

  1. طبقه اول : پدر، مادر، فرزند و نوه در صورت نبودن فرزند. به قول مشهور، نوه با وجود پدر و مادر میّت ارث می‌برد.
  2. طبقه دوم : پدربزرگ و مادر بزرگ پدری و مادری هرچه بالا روند، برادر و خواهر پدری یا مادری و یا پدری و مادری و فرزندان آنان. در این طبقه، وارث نزدیک، مانع ارث بردن وارث دور می‌شود.برای مثال، با وجود جدّ و جدّه، پدر ایشان و با وجود برادر و خواهر، فرزندان آنان ارث نمی‌برند؛ هر چند فرزندان آنان با وجود جدّ و جدّه ارث می‌برند.
  3. طبقه سوم : عمو، عمّه، دایی و خاله و فرزندان آنان در صورت نبودن ایشان، جز یک صورت که پسر عموی پدری و مادری با عموی پدری با هم باشند. در این فرض، عموزاده بر عمو مقدّم است.از جمله وارثان این طبقه – در صورت نبودن عمو، عمّه، دایی و خالۀ میّت و فرزندانشان – عمو، عمّه، دایی و خالۀ پدر میّت است.
  • اگر طبقه اول زنده باشد طبقه دوم ارث نمی برند وهمچنین اگر طبقه دوم فقط زنده باشد طبقه سوم ارث نمی برند به عنوان مثال شخصی می میرد و دو سال پس از او پدرش می میرد بنابراین فرزند وی دیگر ارث از پدر بزرگ نمی برد.
  • نکته ارث زن : زن از شوهر در صورت داشتن فرزند یک هشتم ارث می برد وچنانچه آن مرد سه یا چهار همسرعقد دائم داشته باشد فقط همین یک هشتم  بین آنان تقسیم می شود.و اگرزن از شوهرش فرزند نداشته باشد یک چهارم ارث می برد وهمچنین اگر چند همسر داشته ،فقط همین یک چهارم میان زنان تقسیم می شود . وزنی که در اثر ازدواج منقطه علقه زوجیت دارد از همسر متوفایش ارث نمی برد و اراده شوهر چنانچه اینگونه باشد که همسرش صیغه اوست ارث از او ببرد اثر قانونی ندارد.
  • نکته ارث مرد : مرد از زن در صورتی که زن فرزند نداشته باشد یک دوم ارث می برد و در صورتی که زن فرزند داشته باشد یک چهارم ارث می برد. و اگر زن بمیرد  و وراثی نداشته باشد شوهر تمام ترکه زن را به ارث می برد. ولی اگر شوهر بمیرد و وراث نداشته باشد زن همان نصیب خود را می برد. و بقیه دارایی شوهر او همانند ترکه بی وراث،  به دولت داده می شود.
  • در مورد جنین  اگر جنین دنیا بیاید و فقط  یک گریه کند و بمیرد ارث می برد وتا زمانیکه دنیا نیامده موروثی بمیرد در آن هنگام که تقسیم ما ترک می کنند سهم یک پسر را برای او کنار می گذارند.

طبق ماده ۱۱۵۹ قانون مدنی هر طفلی که پس از انحلال نکاح متولد شود ملحق به شوهر اوست مشروط به اینکه مادز هنوز شوهر نکرده واز تاریخ انحلال نکاح تا روز  ولادت بیشتر از ده ماه گذشته باشد، مگر انکه ثابت شود از تاریخ نزدیکی تا زمان ولادت کمتر شش ماه ویا بیش از ده ماه گذشته باشد. ویا شک  در مورد تاریخ فوت دو نفر که در یک زمان مرده باشند  در این خصوص مطابق ماده ۸۷۴ قانون مدنی اگر اشخاصی  که بین آن ها  توارث باشد بمیرند و تاریخ فوت یکی از آن ها معلوم و دیگری از حیث تقدم وتاخر مجهول باشد، فقط آن که تاریخ فوتش  مجهول است از دیگری ارث می برد. مثلا دو نفر در دریا در یک کشتی غرق شده بمیرند ویکی از آنان به طریقی مشخص شود که در چه زمانی مرده، آن دیگری مشخص نشود آن که تاریخ مرگش نامشخص است ارث می برد.

فرزند واندگی ، کودک فرزند خوانده از رحمت حضانت و ولایت افاق در حکم فرزند خانواده است اما فرزند خوانده از زن وشوهر ارث نمی برد وپدر ومادر از زمره وراث فرزند خوانده محسوب نمی شود.

ارث زن از اموال غیر منقول

مجلس شورای اسلامی، در بهمن ماه ۱۳۸۷(ه.ش)مواد ۹۴۶ و ۹۴۸ قانون مدنی ایران را اصلاح کرد. با این اصلاح و سهیم کردن زوجه در قیمت زمین، تحولی چشم‌گیر در حقوق ارث زوجه از اموال شوهر به وجود آمد. این تحول، بیش از هر چیز مدیون اظهار نظر صریح یکی از فقهای معاصر است که زمینه مناسب را برای ارائه طرح از سوی نمایندگان مجلس شورای اسلامی  فراهم ساخت.در. قانون مدنی، مصوب سال ۱۳۰۷( هـ .ش) به پیروی از نظر مشهور فقهای امامیه‌‌‌‌‌، زن از عین و قیمت زمین محروم است و تنها مستحق دریافت قیمت ابنیه و اشجار می‌باشد. با اصلاح مواد فوق، زمین نیز مشمول سهم زن از اموال شوهر شد. در عین حال، زن از قیمت اموال غیر منقول بهره‌مند  می شود، اما از عین آن محروم است. هر چند در ماده ۹۴۸ اصلاحی نیز کماکان بر حق زن از استیفای از عین اموال غیر منقول، در صورت امتناع سایر ورثه از ادای قیمت تأکید شده است، اما به نظر می‌رسد قانونگذار باید میان زوجه‌ای که از شوهر دارای فرزند است و زوجه بدون فرزند تفکیک قائل می‌شد و زوجه دارای فرزند از شوهر را مستحق دریافت عین می‌دانست.

موجبات انتقال ارث

  1. متوفی مالی به جا مانده باشد.
  2. باید بین موروث ووارث رابطه ی خویشاوندی وجود داشته باشد این قرابت وخویشاوندی ممکن  است سببی یا نسبی باشد در رابطه نسبی ارث به وارث تعلق می گیرد در رابطه سببی زوجیت دائم موجب ارث می شود.
  3. موروث فوت کرده باشد و وارث در زمان مرگ او زنده باشد.
  4. جنینی که در شکم مادر است به شرط ان که زنده متولد شود از موروث خود ارث خواهد برد.
  5. وارث مسلمان از موروث کافر ارث می برد ولی کافر از مسلمان ارث نمی برد.

موانع ارث

از اموری که مانع ارث می شود:

  1. «قتل» قاتل از مال مقتول ارث نمیبرد مگر در خطای محض که از مال میت ارث می برد؛ ولی از دیه ی آن ارث نمی برد.
  2. «لعان» کودکی که در مورد آن لعان شده است با پدر و خویشاوندان او توراث ندارد؛ ولی با مادر و خویشاوندان مادری توراث دارد.
  3. «تولد از زنا» بین فرزندی که از زنا متولد شده، و پدر و مادرش «توراث» وجود ندارد؛ یعنی متولد از زنا از پدر ومادر، وپدر ومادر از او ارث نمی برند.
  4.  «کفر» هیچ کافری حق ندارد از مسلمان ارث ببرد؛ چه کافر اصلی باشد چه مرتد.
  5. «رقّیّت» بَرده از مال فرد آزاد، ارث نمی برد.

گاهی به خاطر بروز مانعی سهم وارث  ازحد اعلی به حد ادنی تنزل می کند به عنوان مثال وجود فرزند، موجب کاهش سهم شوهر از نصف به یک چهارم و سهم زن از یک چهارم به یک هشتم می شود فقها از این نوع مانع به حجب نقصان تعبیر کرده اند.

اگرکسی فوت کرد و ازخود مالی به جا گذاشت پس ازبر داشت هزینه های کفن و دفن میت و تجهیز آن مانند سدر کافور هزینه حمل جنازه …باقی مانده بین وراث می شود.

مقایسه مبانی ارث

ارث در میان امپراطوری روم

بر اساس عقیده پدرسالاری میراث میت را مخصوص فرزندان پدری دانسته و فرزندان مادری را محروم می کردند تا ثروت از دست گروه اول خارج نشود. اما بعد از مدتی به این نتیجه رسیدند که باید ثروت میت بین همه تقسیم شود. مثلا وقتی مادری فوت می کرد واموالی را از پدرش ارث برده بود آن ثروت به فرزندان خودش به ارث نمی رسید بلکه برادران و خواهران او وارث می شدند.

ارث در میان فراعنه و یونانیان

در دوران حکومت  فراعنه مصر، ثروت حاصل از کار افراد، ملک پادشاه بود و پس از مرگ هر انسان، تمام ثروت او در اختیار پادشاه قرار می گرفت. تا آ نکه  پادشاه باکوربوس در قرن ۸ ق.م آن را تغییر داد و قانون انتقال ارث به بزرگترین فرزند پشر را تصویب کرد. در یونان قدیم اموال و ثروت انسان ها ملک عموم جامعه بود و هر انسان نماینده جامعه در اداره  آن ها  تلقی می شدو لذا ثروت  او هم پس از مرگ  در اختیار جامعه قرار می گرفت و پسر ارشد نمایندگی جامعه را در اداره میراث متعهد می شد. مصریان ویونانییان در دوره دوم ارتقای فرهنگی خویش به این نتیجه رسیدند  که نمی توان  دل بستگی  شدید  هر انسان را به اموال و دست رنج خویش و فرزندان خود را نادیده  گرفت. بی توجهی  حکومت به این واقعیت انگیزه کا ر وتلاش را نابود ساخته و بذر خصومت وعناد را در قلوب  مردم می کارد. لذا قانون انتقال میراث به بزرگترین پسر میت تصویب و اجرا کردند.

ارث در میان شریعت یهود

یهودیاد بر اساس مرد گرایی قانونی تصویب کردند که تا وقتی مردی از ورثه وجود دارد زنان اعم از همسر دختر عمه خاله اصلا ارث نمی برند و میراث باید ورثه ذکور تقسیم شود. در توارث نوشته شده بنی اسرائیل را خطاب کرده بگو اگر کسی بمیرد و پسری نداشته باشد ملک او را به دخترش منتقل کنید.

ارث در آیین مسیحیت

درآیین مسیحیت چون بر اساس معنویت واخلاق و آخرت گرایی بناشده است انجیل شریعت وقانون وفقه مستقل ومشخصی را ارائه نکرده ولذا ارباب کلیسا مسیحیان را به شریعت یهود ارجاع دادند.

ارث از منظر جاهلیت

در عربستان جاهلی قوانین متفاوتی در قبایل اجرا می شده است یکی از قوانین آن بود که مقتدرترین و جنگجوترین افراد بازمانده وارث ورثه میت می شدند. معمولا زنان و کودکان در آن محیط از ارث محروم بودند. عرب جاهلیت به خاطر ضعف جسمانی زن مخالف ارث بردن زن بود وتا پای مردی ولو در طبقات بعدی در میان بود به زن ارث نمی داد. علت اصلی محرومیت زنان از ارث جلو گیری از انتقال ثروت خانواده ای به خانواده ی دیگر بوده است. علت دیگر ضعف قدرت سربازی زن است. اعراب گاهی زن میت را جزو اموال و دارایی او به حساب می آورند و سهم الارث  او را تصاحب می کردند. اگر میت پسری از زن دیگری داست آن  پسر می توانست به علامت  تصاحب  جبه ای بر روی آن زن بیاندازد و و او را از آن خودش بشمارد بسته به میل او بود که آن زن را به عقد خودش در آورد و یا او را به زنی به شخص دیگری بدهد  و از مهر او استفاده کند. این رسم نیز منحصر به اعراب نبوده است و قرآن آن را منسوخ کرد.

ارث در منظر اسلام

در نظام حقوقی اسلام سهم الارث مرد دو برابر زن است.البته در پاره ای از فروع و مشتقات موارد میراث سهم مرد و زن متفاوت می شود به گونه ای که گاهی مساوی وحتی در موارد نادری سهم زن بیش از مرد می شود. به هر حال سهم مرد دو برابر سهم زن نیست مزیتی اقتصادی که در این جا به مرد تعلق گرفته است با توجه به مزایای اقتصادی که در اسلام  نصیب زن شده قابل توجیه است. در واقع مال الارث سرمایه ای است که می تواند در زمینه های گوناگون اقتصادی به کار افتد وسبب گردش سریع تر چرخ های اقتصادی جامعه شود وبرای صاحب خود  سودآور باشد. پس اگر سهم زن ومرد از آن مساوی باشد نیمی از سرمایه اقتصادی و مالی جامعه راکد خواهد ماند. چون زنان به طور معمول نمی توانند در امور اقتصادی همانند مردان فعال باشند. مرد مخارج فراوانی بر عهده دارد مهریه ی همسر،هزینه زندگی اعضای خانواده، پرداخت مزد کارهای زن مانند شیر دهی در حالی که برعهده  زنان هیچ خرجی نیست .مرد برای تحصیل درآمدی که بتواند پاسخگوی این همه مخارج باشد باید سرمایه ی بیشتری در اختیار داشته  باشد تا با به کار انداختن آن سود کافی به دست آورد. پیداست که سهم الارث بیشتر، مرد را در رسیدن به این مقصود کمک می کند.

تذکر در بسیاری از جوامع بشری چه گذشته چه حال  زنان از ارث بی نصیب بوده و هستند در پاره ای از جوامع، حتی زنان، خود نیز مانند اموال به ا رث می رسیده اند اما در اسلام تصریح شده که زن افزون بر این که مال الارث نیست، مانند مرد ارث می برد؛ البته سهم آن ها  به سبب مصالحی فرق گذاسته شده است. علت اینکه اسلام سهم الارث زن را نصف سهم الارث مرد قرار داده وضع خاصی است که زن از لحاظ مهرونفقه وسربازی و برخی قوانین جزایی دارد.
دین مبین اسلام قوانین ارث را بر مبنا وپایه های ارزشی  بنا نموده،که در زیر به آن اشاره می شود:

  1. انطباق قانون ارث با علاقه فطری به مال وفرزندانوبستگان:خدایی که آفریننده گرایش های ذاتی و فطری انسان هاست و حتی قانونی را برای زندگی انسانی تشریع می کند.بالطبع منطبق ترین قانون با گرایش های فطری اوست.
  2. توزیع ثروت و عدم تمرکز مال و ثروت از نظر اسلام: امکاناتی است که باید تک تک افراد بشری آنرا ابزار رفاه و تکامل خویش قرار دهند لذا با تمرکز ثروت و انباشتن در اختیار افراد معدود مخالفت کرده است.
  3. عدالت در توزیع بر اساس احتیاج :در نظام میراث اسلامی که نظام کامل و منسجم است معیار های معدودی لحاظ شده که یکی از مهمترین آنها میزان نیاز است.از جایی که در نظام کامل آیین اسلام مسئولیت سنگین تامین نیاز های اقتصادی خانواده بر عهده مرد نهاده شده تا مرد بتواند با توانایی بیشتر بدنی اش در آمد بیشتری کسب نموده و زن از این فراغت جهت تربیت فرزندان واداره شئون داخل منزل بهره گیرد.

بالطبع در قانون ارث هم سهم مرد دو برابر سهم زن  قرار داده شده است،یعنی پسر میت دوبرابر دختر و نیز شوهر دو برابرزن از همسرش ارث می برد.

اسلام عادلانه ترین نظام میراث برای زنان

با نگاه جزئی نگرانه در خصوص تقسیم ارث بین زن و مرد زن سهم  کمتری از مرد می برد، اما این نگاه احول است ودر یک نگاه جامع به قوانین اقتصادی اسلام به زن و مرد ممکن است احساس شود که شاید در مجموع  محبت بیشتری به زن شده است، زیرا مرد در برابر دربرابر همین یک امتیاز ارثی همه مسولیت های اقتصادی به شانه اش نهاده شده است. او باید اولا نیازمندی های شخصی خود ونفقه همسرش را تامین کند و نیز هزینه های فرزندان وحتی والدین ناتوان به عهده او  می باشد،علاوه بر همه اینها مهریه ای هم به همسرش کند در حالی که هر دو در بهره وری جنسی از یکدیگر شریکند قطعا آن مقدار میراث افزوده اصلا برای این همه هزینه کافی نبوده و باید معمولا مرد چند برابر آن سهم الارث اضافه کار کند، در حالی که زن نه تنها هیچ وظیفه ای در تامین نیازهای دیگران (شوهر،فرزندان،والدین،مهریه) برعهده اش نیست بلکه حتی مخارج شخص خودش را بر عهده اش ندارد، در واقع همان سهم الارث یک دوم هم که به او می رسد کاملا اضافه بر نیازهای رایج اقتصادی اوست.مدعیان تساوی مرد وزن در ارث وهمه حقوق دیگر از این نکته غافلند که اگر سهم الارث زن به اندکی افزایش مساوی مرد گردد و متقابلا زن موظف می شود که وظایف اقتصادی هم چون مرد داشته باشد، در این صورت نه تنها تمام هزینه زندگی خودش راباید با همین افزایش اندک   تامین نماید، بلکه از زندگی راحت به صحنه پرهزینه و پر درد سر منتقل خواهد شد. با توضیحات فوق روشن شدکه اگر تمام قوانین اقتصادی نظام اسلامی  در مورد زن ومزد  اعم از میراث ونفقه ومهرو… باهم به صورت یک مجموعه در نظر گرفته شود، احساس خواهد شد که نه تنها عادلانه ترین بلکه مهربانانه ترین جهت گیری به زن در قانون اسلام انجام گرفته است. در نتیجه باید گفت :سرنوشت ارث بری زن در طول ترخ همیشه دچار افت و خیز وافراط وتفریط ها بوده و هیچ گاه ظوابط حکیمانه ای برای این موضوع دربین حکومت ها و آیین ها تدو ین نشد اما حقوق زن همیشه در اسلام مورد توجه قرار گرفته است.

مواردی که زن همتای مرد ارث می برد عبارت است از

  1. پدر و مادر میت در صورتی که میت فرزند داشته باشد که هر کدام از ابوین یک ششم می برند و سهم پدر در خصوص فرض مزبور از مال فرزند بیشتر از سهم مادر نیست.
  2. کلاله مادری یعنی برادر و خواهری میت که به اندازه مساوی ارث می برند نه با تفاوت بطوری که خواهر مادری میت معادل سهم برادر او ارث می برد نه کمتر از آن.

مواردی که زن کمتر از مرد ارث می برد مانند: دختر که از پسر و کلاله پدری و مادر یعنی برادر و خواهر پدری و مادری میت که در این صورت زن (یعنی خواهر میت)نصف سهم مرد(یعنی برادر میت) ارث می برد.

مواردی که سهم  زن بیشتر از سهم مرد می باشدمانند: موردی که میت غیر از پدر و دختر وارث دیگری نداشته باشدکه در اینجا پدر یک ششم و دختر بیش از آن می برد و همچنین میتی دارای نوه باشد و فرزند های او در زمان حیات وی مرده باشند که در اینجا نوه پسری سهم بیشتر ونوه دختری سهم کمتری می برد.

نحوه تقسیم ارث و قواعد حاکم بر آن

دراسلام تا قبل از فوت حقیقی یا فرضی مورث تقسیم سهم الارث وجاهت قانونی و شرعی نداردو در صورتيکه که ایشان در زمان حیات مالی را به هر یک از وراث انتقال دهند، آن مال از سهم الارث مشارالیه کسر نخواهد شد، حتی اگر مورث در وصیتنامه خود به صراحت به آن اشاره کرده باشد.
جهت اطلاعات بیشتر موادی از قانون مدنی و قانون امور حسبی را در اینجا می گزارم:
فصل اول – درموجبات ارث و طبقات مختلفه وراث
ماده ۸۶۱ – موجب ارث دو امر است : نسب و سبب .ماده ۸۶۲ – اشخاصي كه به موجب نسب ارث مي برند سه طبقه اند :
۱ – پدر ومادر و اولاد و اولاد اولاد .
۲ – اجداد و برادر و خواهر و اولاد آنها .
۳ – اعمام و عمات واخوال و خالات و اولاد آنها .

ماده ۸۶۳ – وارثين طبقه بعد وقتي ارث مي برند كه از وارثين طبقه قبل كسي نباشد .

ماده ۸۶۴ – از جمله اشخاصي كه به موجب سبب ارث مي برند هر يك از زوجين است كه درحين فوت ديگري زنده باشد .

ماده ۸۶۵ – اگر در شخص واحد موجبات متعدده ارث جمع شود به جهت تمام آن موجبات ارث مي برد مگر اينكه بعضي از آنها مانع ديگري باشد كه در اين صورت فقط از جهت عنوان مانع مي برد .

ماده ۸۶۶ – در صورت نبودن وارث امر تركه متوفي راجع به حاكم است . ( ۱ )
زيرنويس :
۱ – به مواد ( ۳۲۸ ) الي ( ۳۳۶ ) قانون امور حسبي مصوب ۲/۴/۱۳۱۹ و نظامنامه اجراي مواد ۲۸ و ۸۶۶ قانون مدني مصوب ۱۲/۴/۱۳۱۲ و قانون راجع به اموال بلاصاحب مصوب ۱۶/۲/۱۳۱۳ و ماده ۳۲۷ قانون امور حسبي مصوب ۱۳۱۹ و ماده ۳۰ قانون تاسيس سازمان جمع آوري و فروش اموال تمليكي مصوب ۲۴/۱۰/۱۳۷۰ مراجعه شود
نظريه ۷/۲۹۹۹ – ۱۳۷۴/۶/۲ ا . ح . ق : ( ( ماده ( ۸۶۶ ) قانون مدني مربوط به تركه متوفاي بلاوارث است نه متوفايي كه وارث دارد ) ) .

فصل دوم – در تحقق ارث
ماده ۸۶۷ – ارث به موت حقيقي يا به موت فرضي ( ۱ ) مورث تحقق پيدا مي كند . ( ۲ )
زيرنويس :
۱ – به مواد ( ۱۰۱۱ ) الي ( ۱۰۳۰ ) ق . م . مراجعه شود .
۲ – نظريه ۱۰۶۱/۷ – ۲۷/۲/۱۳۷۰ ا . ح . ق : طبق مادتين ۸۶۷ و ۸۶۸ ق . م . مالكيت ورثه نسبت به ماترك به محض وقوع فوت به طور قهري حاصل مي شود و استقرار آن منوط به اداي حقوق و ديوني است كه بر تركه تعلق مي گيرد تعهدهريك از وراث به محروميت از ارث و عدم استفاده از آن قبل از فوت مورث فاقد ارزش و اعتبار است زيرا هنوز حقي به وجود نيامده كه بتوان آن را ساقط كرد ، اسقاط مالم يجب فاقد ارزش و اعتبار است .

ماده ۸۶۸ – مالكيت ورثه نسبت به تركه متوفي ( ۱ ) مستقر نمي شود مگر پس از اداي حقوق وديوني كه به تركه ميت تعلق گرفته . ( ۲ )
زيرنويس :
۱ – نظريه ۴۸۴۴/۷ – ۶/۵/۱۳۶۵ ا . ح . ق : ديه در حكم ماترك متوفي است و بستانكاران مي توانند از آن استيفاي طلب نمايند .
نظريه ۳۹۵۴/۷ – ۲۹/۶/۱۳۶۵ ا . ح . ق : در امر وراثت هريك از وراث نسبت به سهم الارث خود قائم مقام متوفي بوده و بدين جهت حقوق و مطالبات مربوط به زمان قبل از فوت مورث از ناحيه آنان قابل مطالبه مي باشد .
نظريه ۱۰۱۷۶/۷ – ۲۳/۱۰/۱۳۷۱ ا . ح . ق : ديه در حكم ماترك متوفي است .
نظريه ۶۶۱۱/۷ – ۱۷/۱۰/۱۳۵۷ ا . ح . ق : چون ديه جزء تركه متوفي محسوب مي شود با توجه به مواد ۸۶۸ ، ۸۶۹ ، ۸۷۰ و ۸۷۱ قانون مدني پرداخت ديون متوفي از آن محل بلامانع است .
نظريه ۴۸۳۳/۷ – ۶/۸/۱۳۷۵ا . ح . ق : حقوق وظيفه بازماندگان متوفي ، جزء ماترك نيست و طبق ضوابط ارث تقسيم نمي شود ، متساويا تقسيم مي گردد .
نظريه ۲۵۲/۷ – ۲۴/۲/۱۳۷۷ ا . ح . ق : ديه درحكم ماترك متوفي مي باشد و برابر قانون ارث بين وراث حين الفوت تقسيم مي گردد .
نظريه ۱۵۷۱/۷ – ۲۴/۷/۱۳۷۳ ا . ح . ق : در اصطلاح حقوقي ماترك يا تركه به اموالي اطلاق مي شود كه حي الفوت جزء دارايي متوفي محسوب و موجود باشد بنابراين غرامت ناشي از فوت كه پس از فوت متوفي تحقق مي يابد جزءماترك نبوده و خارج از شمول مقررات مربوط به ارث مي باشد فقط ديه از اين اصل مستثني و طبق فتواي فقهاء جزء ماترك است . بنابراين چنانچه ترتيب خاصي براي تقسيم غرامت در قرارداد بيمه مقرر شده باشد بايستي طبق قراردادعمل شود در غير اين صورت وجه مذكور بالسويه بين وراث تقسيم خواهد شد .
نظريه ۷۶۹۲/۷ – ۱۵/۱۰/۱۳۷۷ا . ح . ق : حق بيمه ناشي از فوت كه پس از مرگ تحقق مي يابد جزء تركه نيست وتقسيم آن هم تابع مقررات ارث نيست و چنانچه ترتيب خاصي از ناحيه متوفي براي تقسيم غرامت در قرارداد بيمه مقرر شده باشد بايد طبق آن عمل شود درغيراين صورت وجه مذكور ( سرمايه بيمه عمر يا غرامت فوت ) بين ورثه وي به نسبت مساوي تقسيم مي گردد و در اين صورت اگر كساني كه مبلغي از آن به آنها تعلق مي گيرد محكوميتي داشته باشند توقيف آن جهت پرداخت محكوميت آنان بلااشكال است .
نظريه ۸۳۴۴/۷ – ۲۵/۱۱/۱۳۷۸ ا . ح . ق : وجوهي كه موجبات پرداخت آن به ديگران پس از فوت كاركنان فراهم مي شود را مي توان غرامت ناشي از فوت تلقي نمود كه ماهيتي متفاوت از ماترك دارد و از شمول مقررات مربوط به ارث خارج به نظر مي رسد و در مورد نحوه تقسيم مي توان گفت :
الف – در صورتي كه كاركنان هنگام عضويت در صندوق مشخصات استفاده كنندگان از غرامت فوت و ميزان سهم آنهارا در تقاضاي عضويت تصريح كرده باشند ، غرامت مذكور منحصرا بين همان اشخاص و به همان نسبتي كه تصريح شده تقسيم مي شود .
ب – چنانچه مشخصات استفاده كنندگان در تقاضانامه تصريح شده لكن ميزان سهم آنان مسكوت مانده باشد ، غرامت مذكور منحصرا بين همان اشخاص كه مشخصات آنان تصريح شده ، اعم از اينكه جزء ورثه كاركنان باشند يا نباشند به نسبت مساوي بايد تقسيم شود ،
ج – اگر متقاضي مشخصات استفاده كنندگان را تصريح نكرده باشد ، غرامت مذكور بين ورثه او به نسبت مساوي بايدتقسيم شود .
۲ – الف : به مواد ( ۲۲۵ ) به بعد قانون امور حسبي مراجعه شود .
ب : نظريه ۲۰۶/۷ – ۱۶/۱/۱۳۶۱ ا . ح . ق : مسئوليت ورثه در مورد اداء ديون متوفي به نسبت سهم الارث آنان ميباشد .

ماده ۸۶۹ – حقوق و ديوني كه به تركه ميت ( ۱ ) تعلق مي گيرد و بايد قبل از تقسيم آن ادا شود ازقرار ذيل است :
۱ – قيمت كفن ميت و حقوقي كه متعلق است به اعيان تركه مثل عيني كه متعلق رهن است .
۲ – ديون و واجبات مالي متوفي .
۳ – وصاياي ميت تا ثلث تركه بدون اجازه ورثه و زياده بر ثلث با اجازه آنها .
زيرنويس :
۱ – نظريه ۴۶۶/۵۸/۵۰ – ۱/۱۲/۱۳۴۹ ا . ح . ق : حقوق وظيفه اي كه مطابق مقررات قانون استخدام كشوري به وراث تعلق مي گيرد جزء تركه ميت محسوب نمي شود تا بدهي ميت از آن محل به نفع طلبكار برداشت شود . . . چنانچه شخص متوفي طلبي از حسابداري بابت حقوق ايام حيات خود داشته باشد طلب مزبور جزء تركه او محسوب مي شود .
نظريه ۱۳۵۹/۵/۸ – ۷/۲۵۸۱ ا . ح . ق : حقوق وظيفه اي كه به ورثه تعلق مي گيرد جزء ماترك متوفي محسوب نمي گردد ، بلكه حقي است كه قانون براي عده معيني از ورثه شناخته است و برداشت از اين حقوق يا توقيف آن از بابت خسارت دولت وجهه قانوني ندارد .

ماده ۸۷۰ – حقوق مزبوره در ماده قبل بايد به ترتيبي كه در ماده مزبوره مقرر است تاديه شود ومابقي اگر باشد بين وراث تقسيم گردد .

ماده ۸۷۱ – هرگاه ورثه نسبت به اعيان تركه معاملاتي نمايند مادام كه ديون متوفي تاديه نشده است معاملات مزبوره نافذ نبوده و ديان مي توانند آن را بر هم زنند . ( ۱ )
زيرنويس :
۱ – به ماده ( ۲۲۹ ) قانون امور حسبي مصوب ۱۳۱۹/۴/۲ مراجعه شود .

ماده ۸۷۲ – اموال غايب مفقودالاثر تقسيم نمي شود مگر بعد از ثبوت فوت او يا انقضاي مدتي كه عادتا چنين شخصي زنده نمي ماند . ( ۱ )
زيرنويس :
۲ – به مواد ( ۱۰۱۱ ) و ( ۱۰۱۶ الي ۱۰۲۲ ) ق . م . مراجعه شود .

ماده ۸۷۳ – اگر تاريخ فوت اشخاصي كه از يكديگر ارث مي برند مجهول و تقدم و تاخر هيچ يك معلوم نباشد اشخاص مزبور از يكديگر ارث نمي برند مگر آنكه موت به سبب غرق يا هدم واقع شود كه در اين صورت از يكديگر ارث مي برند . ( ۱ )
زيرنويس :
۳ – نظريه ۴۷۱۸/۷ – ۲۸/۱۱/۱۳۶۰ ا . ح . ق : با توجه به ماده ۸۷۳ ق . م . و ماده ۳ ق . آ . د . م . و استفاده از فتاوي مشهور فقهاء جعفري چنانچه پدر و پسري بر اثر زلزله و رفتن زير آوار فوت نموده و زوجه دايم و يك پسر ديگر باقي مانده اند ، زوجه از اصل ماترك زوج به علاوه سهم الارث او از فرزندش ارث مي برد .
نظريه شماره ۲۵۳۸/۷ – ۴/۵/۱۳۷۱ ا . ح . ق : گرچه در قانون مدني لغت هدم تعريف نشده است لكن با توجه به معني عرفي آن كه عبارت از خرابي و نابودي محل و مكان خاصي مي باشد حادثه زلزله كه موجب تخريب و نابودي مسكن و منزل افراد است از مصاديق بازر هدم مي باشد لذا فوت شدگان در اثر زلزله كه يكجا از بين مي روند چنانچه وارث يكديگر باشند مشمول قسمت اخير ماده ۸۷۳ ق . م . مي باشند .
نظريه شماره ۶۶/۷ – ۷/۲/۱۳۷۷ ا . ح . ق : در مورد غرق با توجه به اطلاق ماده ۸۷۳ ق . م مي توان گفت هدم تنهامنحصر به غرق در دريا نبوده و شامل گودالهاي عميق و استخر و نظاير آنها نيز مي باشد .
نظريه ۳۲۷۵/۷ – ۲۷/۵/۱۳۷۷ا . ح . ق : با توجه به فتواي حضرت امام ( ( ره ) ) ، در تحريرالوسيله ( كتاب الموارث في ميراث الغرقي و المهدوم عليهم مساله ۳ جلد ۲ صفحه ۴۰۱ ) و اين كه در قانون مدني تعريف خاصي از هدم نشده است انهدام به وسيله نقليه ( مانند اتومبيل ، ترن ، هواپيما و . . . يا به علت انفجار ، اصابت بمب ، موشك و نظاير آن ) ازمصاديق هدم مشمول ماده ۸۷۳ ق . م . است ، ولي زلزله اگر موجب خرابي نباشد از مصاديق آن نيست .

ماده ۸۷۴ – اگر اشخاصي كه بين آنها توارث باشد بميرند و تاريخ فوت يكي از آنها معلوم وديگري از حيث تقدم و تاخر مجهول باشد فقط آنكه تاريخ فوتش مجهول است از آن ديگري ارث مي برد . ( ۱ )
زيرنويس :
۱ – نظريه ۳۸۶۰/۷ – ۱/۶/۱۳۶۱ ا . ح . ق : هر گاه چند نفر كه از يكديگر ارث ميبرند در ضمن يك حادثه رانندگي +فوت شوند و تقدم و تاخر فوت آنها معلوم نباشد از يكديگر ارث نمي برند

فصل سوم – در شرايط و جمله از موانع ارث
ماده ۸۷۵ – شرط وراثت ، زنده بودن در حين فوت مورث است و اگر حملي باشد در صورتي ارث مي برد كه نطفه او حين الموت منعقد بوده وزنده هم متولد شود اگر چه فورا پس از تولد بميرد .

ماده ۸۷۶ – با شك در حيات حين ولادت حكم وراثت نمي شود .

ماده ۸۷۷ – در صورت اختلاف در زمان انعقاد نطفه امارات قانوني كه براي اثبات نسب مقرراست رعايت خواهد شد . ( ۱ )
زيرنويس :
۱ – به مواد ( ۱۱۵۸ ) به بعد ق . م . مراجعه شود

ماده ۸۷۸ – هرگاه در حين موت مورث حملي باشد كه اگر قابل وراثت متولد شود مانع از ارث تمام يا بعضي از وراث ديگر مي گردد تقسيم ارث به عمل نمي آيد تا حال او معلوم شود و اگر حمل مانع از ارث هيچ يك از ساير وراث نباشد و آنها بخواهند تركه را تقسيم كنند بايد براي حمل حصه اي كه مساوي حصه دو پسر از همان طبقه باشد كنار گذارند و حصه هر يك از وراث مراعااست تا حال حمل معلوم شود . ( ۱ )
زيرنويس :
۱ – به ماده ( ۱۰۳ ) قانون امور حسبي مراجعه شود .

ماده ۸۷۹ – اگر بين وراث غايب مفقودالاثري باشد سهم او كنار گذارده مي شود تا حال اومعلوم شود در صورتي كه محقق گردد قبل از مورث مرده است حصه او به ساير وراث برمي گرددوالا به خود او يا به ورثه او مي رسد .

ماده ۸۸۰ – قتل از موانع ارث است بنابراين كسي كه مورث خود را عمدا ( ۱ ) بكشد از ارث اوممنوع مي شود اعم از اينكه قتل بالمباشره باشد يا بالتسبيب ( ۲ ) و منفردا باشد يا به شركت ديگري .
زيرنويس :
۱ – نظريه ۱۲۴۹/۷ – ۳۱/۳/۱۳۷۶ ا . ح . ق : در ق . م . و قوانين اسلامي ديگر در قتل خطاي محض و شبه عمدممنوعيتي براي ارث بردن وارثي كه مرتكب قتل مورث خود شده باشد پيش بيني نشده است .
۲ – نظريه شماره ۶۷۳۵/۷ – ۲۰/۱۰/۱۳۷۵ ا . ح . ق : با توجه به تعريفي كه مقنن از تسبيب در جنايت در ماده ۳۱۸قانون مجازات اسلامي نموده است ، معاونت در قتل عمدي به صورت تحريك يا ترغيب يا تطميع به ارتكاب جرم ويا . . . تسبيب در جنايت محسوب نمي شود و از شمول حكم مقرر در ماده ۸۸۰ قانون مدني خروج موضوعي دارد .
نظريه شماره ۳۲۰۸/۷ – ۱۰/۶/۱۳۷۸ ا . ح . ق : معاونت در قتل از موانع ارث نمي باشد

ماده ۸۸۱ ( اصلاحي ۱۴/۸/۱۳۷۰ ) – در صورتي كه قتل عمدي مورث به حكم قانون يا براي دفاع ( ۱ ) باشد مفاد ماده فوق مجري نخواهد بود . ( ۲ )
زيرنويس :
۱ – به مواد ( ۵۶ ) و ( ۶۱ ) ق . م . ا . مراجعه شود
۲ – نظريه شماره ۶۶۸۷/۷ – ۷/۹/۱۳۷۷ ا . ح . ق : قطع نظر از اينكه حقوق وظيفه جزء ماترك محسوب نمي شودو برقراري آن تابع مقررات ارث نيست برقراري حقوق مستمري موضوع بند الف ماده ۱۶۴ قانون ارتش جمهوري اسلامي ايران براي همسر مقتول كه خود متهم به معاونت در قتل عمدي شوهرش مي باشد اگر از نظر مقررات استخدامي اشكالي نداشته باشد از نظر ماده ۸۸۰ ق . م . بدون اشكالست .

ماده ۸۸۱ مكرر ( ۱ ) ( الحاقي ۱۴/۸/۱۳۷۰ ) – كافر از مسلم ارث نمي برد واگر در بين ورثه متوفاي كافري ، مسلم باشد وراث كافر ارث نمي برند اگرچه از لحاظ طبقه و درجه مقدم برمسلم باشند . ( ۲ )
زيرنويس :
۱ – ماده ۸۸۱ مصوب – ۱۸/۲/۱۳۰۷ درصورتي كه قتل مورث غيرعمدي يا به حكم قانون يابراي دفاع باشد مفادماده فوق مجري نخواهد بود .
ماده ۸۸۱ ( اصلاحي آزمايشي ۸/۱۰/۱۳۶۱ ) – درصورتي كه قتل عمدي مورث به حكم قانون يا براي دفاع باشدمفاد ماده فوق مجري نخواهد بود .
ماده ۸۸۱ مكرر ( الحاقي آزمايشي ۸/۱۰/۱۳۶۱ ) – كافر ازمسلم ارث نمي برد واگر دربين ورثه متوفاي كافري مسلم باشد وراث كافر ارث نمي برند اگرچه ازلحاظ طبقه و درجه مقدم برمسلم باشند
۲ – نظريه ۶۷۷۹/۷ – ۲۳/۲/۱۳۷۴ ا . ح . ق : ( ( جهات محروميت از ارث در قوانين و در شرع مشخص شده ، صرف مخالفت با نظام جمهوري اسلامي و يا ادعاي ارتداد بدون صدور حكم از دادگاه صلاحيتدار موجب محروميت از ارث نيست ) )
نظريه ۱۰۷۶/۷ – ۲۳/۲/۱۳۷۹ ا . ح . ق : مستندا به قانون رسيدگي به دعاوي مطروحه راجع به احوال شخصيه وتعليمات ديني ايرانيان زرتشتي ، كليمي و مسيحي مصوب ۳/۴/۱۳۷۲ مجمع تشخيص مصلحت نظام چنانچه احد ازوراث متوفاي غيرمسلمان ، مسلمان باشد يا بعدا مسلمان شود ، تقسيم ماترك وي فقط براساس قواعد مسلم حين الفوت متوفي به عمل مي آيد و مقررات ماده ۸۸۱ ق . م . در مورد متوفاي مسلمان يا غير مسلماني است كه مشمول قانون اجازه رعايت احوال ايرانيان غير شيعه در محاكم نباشد

ماده ۸۸۲ – بعد از لعان زن و شوهر از يكديگر ارث نمي برند و همچنين فرزندي كه به سبب انكار او لعان واقع شده از پدر و پدر از او ارث نمي برد ليكن فرزند مزبور از مادر و خويشان مادري خود و همچنين مادر وخويشان مادري از او ارث مي برند .

ماده ۸۸۳ – هرگاه پدر بعد از لعان رجوع كند پسر از او ارث مي برد ليكن از ارحام پدري وهمچنين پدر و ارحام پدري از پسر ارث نمي برند .

ماده ۸۸۴ – ولدالزنا از پدر و مادر و اقوام آنان ارث نمي برد ليكن اگر حرمت رابطه كه طفل ثمره آن است نسبت به يكي از ابوين ثابت و نسبت به ديگري به واسطه اكراه يا شبهه زنا نباشد طفل فقط از اين طرف واقوام او ارث مي برد وبالعكس . ( ۱ )
زيرنويس :
۱ – راي وحدت رويه ۶۱۷ – ۳/۴/۱۳۷۶ : ( ( . . . به موجب بند ( ( الف ) ) ماده ( ۱ ) قانون ثبت احوال مصوب سال ۱۳۵۵ يكي از وظايف سازمان ثبت احوال ثبت ولادت و صدور شناسنامه است و مقنن دراين مورد بين اطفال متولداز رابطه مشروع و نامشروع تفاوتي قائل نشده است و تبصره ماده ۱۶ و ماده ۱۷ قانون مذكور نسبت به مواردي كه ازدواج پدر و مادر به ثبت نرسيده باشد و اتفاق در اعلام ولادت و صدور شناسنامه نباشد يا اين كه ابوين طفل نامعلوم باشد تعيين تكليف كرده است . ليكن در مواردي كه طفل ناشي از زنا باشد و زاني اقدام به اخذ شناسنامه ننمايد بااستفاده از عمومات و اطلاق مواد يادشده و مساله ( ۳ ) و مساله ( ۴۷ ) از موازين قضايي از ديدگاه حضرت امام خميني ( ره ) زاني پدر عرفي طفل تلقي و نتيجه كليه تكاليف مربوط به پدر از جمله اخذ شناسنامه برعهده وي مي باشد وحسب ماده ( ۸۸۴ ) ق . م . صرفا موضوع توارث بين آنها منتفي است . . . ) )

ماده ۸۸۵ – اولاد و اقوام كساني كه به موجب ماده ۸۸۰ از ارث ممنوع مي شوند محروم از ارث نمي باشند بنابراين اولاد كسي كه پدر خود را كشته باشد از جد مقتول خود ارث مي برد اگر وارث نزديكتري باعت حرمان آنان نشود .

فصل چهارم – در حجب ( ۱ )
زيرنويس :
۱ – نظريه ۷۰۴۶/۷ – ۹/۱۱/۱۳۷۲ ا . ح . ق : پسر برادر ابي حاجب نوه هاي خواهر ابويني است زيرا :
پسر برادر ابي را دو نوع حاجب است ، الف – پسر برادر ابويني ، ب – هركه حاجب پسر برادر ابويني است مانند برادرابويني و ابي و پدر و جد و پسر و پسرزاده و با عنايت به ماده ۸۸۷ قانون مدني در تعريف قسم اول حجب و همچنين ماده ۸۸۸ و قسمت اخير ماده ۸۹۰ قانون مزبور كه ضابطه حجب از اصل ارث رعايت اقربيت به ميت است مگر درمورد ماده ۹۳۶ و موردي كه وارث دورتر بتواند به سمت قائم مقام ارث ببرد كه در اين صورت اقرب به ميت حاجب ابعد نمي شود و پسر برادر اعم از ابي و ابويني يا ابي نسبت به متوفي اقرب از نوه هاي خواهر ابويني به ميت مي باشند .

ماده ۸۸۶ – حجب حالت وارثي است كه به واسطه بودن وارث ديگر از بردن ارث كلا يا جزئامحروم مي شود .

ماده ۸۸۷ – حجب بر دو قسم است :
قسم اول آن است كه وارث از اصل ارث محروم مي گردد مثل برادرزاده كه به واسطه بودن برادريا خواهر متوفي از ارث محروم مي شود يا برادران ابي كه با بودن برادر ابويني از ارث محروم مي گردند .
قسم دوم آن است كه فرض وارث از حد اعلي به حد ادني نازل مي گردد مثل تنزل حصه شوهر ازنصف به ربع در صورتي كه براي زوجه اولاد باشد و همچنين تنزل حصه زن از ربع به ثمن در صورتي كه براي زوج او اولاد باشد .

ماده ۸۸۸ – ضابطه حجب از اصل ارث رعايت اقربيت به ميت است بنابراين هر طبقه از وراث طبقه بعد را از ارث محروم مي نمايند مگر در مورد ماده ۹۳۶ و موردي كه وارث دورتر بتواند به سمت قائم مقامي ارث ببرد كه در اين صورت هر دو ارث مي برند .

ماده ۸۸۹ – در بين وراث طبقه اولي اگر براي ميت اولادي نباشد اولاد اولاد او هرقدر كه پايين بروند قائم مقام پدر يا مادر خود بوده و با هر يك از ابوين متوفي كه زنده باشد ارث مي برند ولي دربين اولاد اقرب به ميت ابعد را از ارث محروم مي نمايد . ( ۱ )
زيرنويس :
۱ – راي اصراري ۲۹۱ – ۲۵/۱/۱۳۳۸ : ( ( . . . در ماده ( ۸۸۹ ) ق . م . نسبت به ارث و در مورد شق ۲ ماده ( ۱۰۴۵ ) ق . م . درباره نكاح ، فرزندان دختر ، اولاد پدر دختر محسوب شده و فرزند دختر و فرزند پسر از حيث نسبت به پدر بزرگ ( جد ) در يك درجه منظور شده اند . . . ) )

ماده ۸۹۰ – در بين وراث طبقه دوم اگر براي متوفي برادر يا خواهر نباشد اولاد اخوه هر قدر كه پايين بروند قائم مقام پدر يا مادر خود بوده با هر يك از اجداد متوفي كه زنده باشد ارث مي برندليكن در بين اجداد يا اولاد اخوه اقرب به متوفي ابعد را از ارث محروم مي كند . مفاد اين ماده درمورد وراث طبقه سوم نيز مجري مي باشد .

ماده ۸۹۱ – وراث ذيل حاجب از ارث ندارند : پدر ، مادر ، پسر ، دختر ، زوج و زوجه .

ماده ۸۹۲ – حجب از بعض فرض در موارد ذيل است :
الف ) وقتي كه براي ميت اولاد يا اولاد اولاد باشد در اين صورت ابوين ميت از بردن بيش از يك ثلث محروم مي شوند مگردر مورد ماده ۹۰۸ و ۹۰۹ كه ممكن است هر يك از ابوين به عنوان قرابت يا رد بيش از يك سدس ببرد همچنين زوج از بردن بيش از يك ربع و زوجه از بردن بيش از يك ثمن محروم مي شود .
ب ) وقتي كه براي ميت چند برادر يا خواهر باشد دراين صورت مادر ميت از بردن بيش از يك سدس محروم مي شود مشروط بر اينكه :
اولا ) لااقل دو برادر يا يك برادر با دوخواهر يا چهار خواهر باشند .
ثانيا ) پدر آنها زنده باشد .
ثالثا ) از ارث ممنوع نباشد مگر به سبب قتل .
رابعا ) ابويني يا ابي تنها باشند .

فصل پنجم – در فرض و صاحبان فرض
ماده ۸۹۳ – وراث بعضي به فرض ، بعضي به قرابت و بعضي گاه به فرض و گاهي به قرابت ارث مي برند .

ماده ۸۹۴ – صاحبان فرض اشخاصي هستند كه سهم آنان از تركه معين است و صاحبان قرابت كساني هستند كه سهم آنها معين نيست .

ماده ۸۹۵ – سهام معينه كه فرض ناميده مي شود عبارت است از : نصف ، ربع ، ثمن ، دو ثلث ، ثلث و سدس تركه .

ماده ۸۹۶ – اشخاصي كه به فرض ارث مي برند عبارتند از مادر و زوج و زوجه . ( ۱ )
زيرنويس :
۱ – نظريه ۷/۲۶۰ – ۱۳۶۶/۲/۶ ا . ح . ق : مطابق ماده ( ۸۹۶ ) ق . م . مادر از جمله وراث ي است كه فقط به فرض ارث مي برد و برابر ماده ( ۸۹۷ ) ق . م . پدر از وراثي است كه گاهي به فرض و گاهي به قرابت ارث مي برد . چنانچه پدر و مادربه فرض ارث ببرند سهم آنان از كل تركه تعيين مي شود ، ليكن اگر پدر به قرابت ارث ببرد سهم الارث وي پس از كسرحصه صاحبان فرض از بقيه تركه تعيين مي گردد .
نظريه ۱۴۳۵/۷ – ۲۳/۳/۱۳۷۳ ا . ح . ق : اجازه زن در فروش اموالي كه از قيمت آنها ارث مي برد قبل از انجام معامله بايد اخذ شود چنانچه ورثه قبل از دادن سهم زوجه معامله نمايند . نسبت به سهم وي احكام بيع فضولي جاري است لذا در صورت رضايت زن معامله صحيح والا نسبت به سهم او باطل است

ماده ۸۹۷ – اشخاصي كه گاه به فرض و گاهي به قرابت ارث مي برند عبارتند از : پدر ، دختر ودخترها ، خواهر وخواهرهاي ابي يا ابويني و كلاله امي .

ماده ۸۹۸ – وراث ديگر به غير از مذكورين در دو ماده فوق فقط به قرابت ارث مي برند .

ماده ۸۹۹ – فرض سه وارث نصف تركه است :
۱ – شوهر در صورت نبودن اولاد براي متوفاه اگرچه از شوهر ديگر باشد .
۲ – دختر اگر فرزند منحصر باشد .
۳ – خواهر ابويني يا ابي تنها در صورتي كه منحصر به فرد باشد .

ماده ۹۰۰ – فرض دو وارث ربع تركه است :
۱ – شوهر در صورت فوت زن با داشتن اولاد .
۲ – زوجه يا زوجه ها درصورت فوت شوهر بدون اولاد .

ماده ۹۰۱ – ثمن ، فريضه زوجه يا زوجه ها است در صورت فوت شوهر با داشتن اولاد .

ماده ۹۰۲ – فرض دو وارث دو ثلث تركه است :
۱ – دو دختر و بيشتر در صورت نبودن اولاد ذكور .
۲ – دو خواهر و بيشتر ابويني يا ابي تنها با نبودن برادر .

ماده ۹۰۳ – فرض دو وارث ثلث تركه است :
۱ – مادر متوفي در صورتي كه ميت اولاد واخوه نداشته باشد .
۲ – كلاله امي در صورتي كه بيش از يكي باشد .

ماده ۹۰۴ – فرض سه وارث سدس تركه است : پدر و مادر و كلاله امي اگر تنها باشد .

ماده ۹۰۵ – از تركه ميت هر صاحب فرض حصه خود را مي برد و بقيه به صاحبان قرابت مي رسد واگر صاحب قرابتي در آن طبقه مساوي با صاحب فرض در درجه نباشد باقي به صاحب فرض رد مي شود مگر در مورد زوج و زوجه ( ۱ ) كه به آنها رد نمي شود ليكن اگر براي متوفي وارثي به غير از زوج نباشد زايد از فريضه به او رد مي شود .
زيرنويس :
۱ – به ماده ( ۹۴۰ ) ق . م . مراجعه شود .

فصل ششم – در سهم الارث طبقات مختلفه وراث
مبحث اول – در سهم الارث طبقه اولي
ماده ۹۰۶ – اگر براي متوفي اولاد يا اولاد اولاد از هر درجه كه باشند موجود نباشد هر يك ازابوين در صورت انفراد تمام ارث را مي برد و اگر پدر و مادر ميت هر دو زنده باشند ما در يك ثلث وپدر دو ثلث مي برد ليكن اگر مادر حاجب داشته باشدسدس ازتركه متعلق به مادر و بقيه مال پدراست .

ماده ۹۰۷ – اگر متوفي ابوين نداشته و يك يا چند نفر اولاد داشته باشد تركه به طريق ذيل تقسيم مي شود .
اگر فرزند منحصر به يكي باشد خواه پسر خواه دختر تمام تركه به او مي رسد .
اگر اولاد متعدد باشند ولي تمام پسر يا تمام دختر ، تركه بين آنها بالسويه تقسيم مي شود . اگر اولادمتعدد باشند و بعضي از آنها پسر و بعضي دختر ، پسر دو برابر دختر مي برد .

ماده ۹۰۸ – هرگاه پدر يا مادر متوفي يا هردو ابوين او موجود باشند با يك دختر فرض هر يك از پدر و مادر سدس تركه و فرض دختر نصف آن خواهد بود و مابقي بايد بين تمام وراث به نسبت فرض آنهاتقسيم شودمگراينكه مادرحاجب داشته باشدكه دراين صورت مادرازمابقي چيزي نمي برد .

ماده ۹۰۹ – هرگاه پدر يا مادر متوفي يا هردو ابوين او موجود باشند با چند دختر فرض تمام دخترها دو ثلث تركه خواهد بودكه بالسويه بين آنها تقسيم مي شود وفرض هر يك از پدر مادر يك سدس و مابقي اگر باشد بين تمام ورثه به نسبت فرض آنها تقسيم مي شود مگر اينكه مادر حاجب داشته باشد در اين صورت مادر از باقي چيزي نمي برد .

ماده ۹۱۰ – هرگاه ميت اولاد داشته باشد اگرچه يك نفر ، اولاد اولاد او ارث نمي برند .

ماده ۹۱۱ – هرگاه ميت اولاد بلاواسطه نداشته باشد اولاد اولاد او قائم مقام اولاد بوده و بدين طريق جزو وراث طبقه اول محسوب و با هريك ازابوين كه زنده باشد ارث مي برد . تقسيم ارث بين اولاد اولاد بر حسب نسل به عمل مي آيد يعني هر نسل حصه كسي را مي برد كه به توسط او به ميت مي رسد بنا براين اولاد پسر دو برابر اولاد دختر مي برند .
در تقسيم بين افراد يك نسل پسر دو برابر دختر مي برد .

ماده ۹۱۲ – اولاد اولاد تا هر درجه كه پايين بروند به طريق مذكور در ماده فوق ارث مي برند بارعايت اينكه اقرب به ميت ابعد را محروم مي كند .

ماده ۹۱۳ – در تمام صور مذكوره در اين مبحث هر يك از زوجين كه زنده باشد فرض خود رامي برد و اين فرض عبارت است از نصف تركه براي زوج و ربع آن براي زوجه در صورتي كه ميت اولاديااولاداولادنداشته باشدوازربع تركه براي زوج و ثمن آن براي زوجه در صورتي كه ميت اولاد يااولاد اولاد داشته باشدومابقي تركه برطبق مقررات موادقبل مابين سايروراث تقسيم مي شود . ( ۱ )
زيرنويس :
۱ – نظريه ۴۳۴۰/۷ – ۶/۷/۱۳۷۳ ا . ح . ق : با توجه به مفاد و مندرجات مواد ( ۵ ، ۶ و ۹۸۷ ) قانون مدني وتبصره هاي ذيل آن ، وراث بانوان ايراني كه همسران خارجي دارند درصورت بقا بر تابعيت ايران طبق قوانين ايران مايملك آنها فيمابين ورثه به ترتيبي كه قوانين ايران پيش بيني كرده تقسيم مي گردد و همان گونه كه در باب دوم قانون مدني ايران در ارث از ماده ( ۸۶۱ ) الي ( ۹۴۹ ) تعيين تكليف شده است وراث قانوني بانوي ايراني از ماترك او ارث خواهند برد و بالاخص مواد ( ۹۱۳ ، ۹۲۷ و ۹۳۸ ) و مبحث چهارم قانون مدني ايران در ميراث زوج و زوجه به طوروضوح تعيين تكليف شده است ولي اگر زن تابعيت شوهر را پذيرفته باشد ارث تابع قوانين كشور متبوع زوج خواهدبود .

ماده ۹۱۴ – اگر به واسطه بودن چندين نفر صاحبان فرض تركه ميت كفايت نصيب تمام آنها رانكند نقص بر بنت و بنتين وارد مي شود و اگر پس از موضوع كردن نصيب صاحبان فرض زيادتي باشد و وارثي نباشد كه زياده را به عنوان قرابت ببرد اين زياده بين صاحبان فرض بر طبق مقررات مواد فوق تقسيم مي شود ليكن زوج وزوجه مطلقا ومادر اگر حاجب داشته باشد اززيادي چيزي نمي برد .

ماده ۹۱۵ – انگشتري كه ميت معمولا استعمال مي كرده و همچنين قرآن و رختهاي شخصي وشمشير او به پسر بزرگ او مي رسد بدون اينكه از حصه او از اين حيث چيزي كسر شود مشروط براينكه تركه ميت منحصر به اين اموال نباشد .

مبحث دوم – در سهم الارث طبقه دوم
ماده ۹۱۶ – هرگاه براي ميت وارث طبقه اولي نباشد تركه او به وارث طبقه ثانيه مي رسد .

ماده ۹۱۷ – هر يك از وراث طبقه دوم اگر تنها باشد تمام ارث را مي برد واگر متعدد باشند تركه بين آنها برطبق مواد ذيل تقسيم مي شود .

ماده ۹۱۸ – اگر ميت اخوه ابويني داشته باشد اخوه ابي ارث نمي برند درصورت نبودن اخوه ابويني اخوه ابي حصه ارث آنها را مي برند . اخوه ابويني و اخوه ابي هيچ كدام اخوه امي را از ارث محروم نمي كنند .

ماده ۹۱۹ – اگر وراث ميت چند برادر ابويني يا چند برادر ابي يا چند خواهر ابويني و چندخواهر ابي باشند تركه بين آنها بالسويه تقسيم مي شود .

ماده ۹۲۰ – اگر وراث ميت چند برادر و خواهر ابويني يا چند برادر و خواهر ابي باشند حصه ذكور دو برابر اناث خواهد بود .

ماده ۹۲۱ – اگر وراث چند برادر امي يا چند خواهر امي يا چند برادر و خواهر امي باشند تركه بين آنها بالسويه تقسيم مي شود .

ماده ۹۲۲ – هرگاه اخوه ابويني و اخوه امي با هم باشند تقسيم به طريق ذيل مي شود :
اگر برادر يا خواهر امي يكي باشد سدس تركه را مي برد و بقيه مال اخوه ابويني يا ابي است كه به طريق مذكور در فوق تقسيم مي نمايند . اگر كلاله امي متعدد باشد ثلث تركه به آنها تعلق گرفته و بين خود بالسويه تقسيم مي كنند وبقيه مال اخوه ابويني يا ابي است كه مطابق مقررات مذكور در فوق تقسيم مي نمايند .

ماده ۹۲۳ – هرگاه ورثه اجداد يا جدات باشد تركه به طريق ذيل تقسيم مي شود . اگر جد يا جده تنها باشد اعم از ابي يا امي تمام تركه به اوتعلق مي گيرد .
اگر اجداد وجدات متعدد باشند در صورتي كه همه ابي باشند ذكور دوبرابر اناث مي برد و اگرهمه امي باشند بين آنها بالسويه تقسيم مي گردد .
اگر جد يا جده ابي و جد يا جده امي با هم باشند ثلث تركه به جد يا جده امي مي رسد و درصورت تعدد اجداد امي آن ثلث بين آنها بالسويه تقسيم مي شود و دو ثلث ديگر به جد يا جده ابي مي رسد و در صورت تعدد حصه ذكور از آن دو ثلث دوبرابر حصه اناث خواهد بود .

ماده ۹۲۴ – هرگاه ميت اجداد وكلاله با هم داشته باشد دو ثلث تركه به وراثي مي رسد كه ازطرف پدر قرابت دارند و در تقسيم آن حصه ذكور دو برابر اناث خواهد بود و يك ثلث به وراثي مي رسد كه ازطرف مادر قرابت دارند و بين خود بالسويه تقسيم مي نمايند ليكن اگر خويش مادري فقط يك برادر يا يك خواهر امي باشد فقط سدس تركه به او تعلق خواهد گرفت .

ماده ۹۲۵ – در تمام صور مذكوره در مواد فوق اگر براي ميت نه برادر باشد و نه خواهر ، اولاداخوه قائم مقام آنها شده و با اجداد ارث مي برند در اين صورت تقسيم ارث نسبت به اولاد اخوه برحسب نسل به عمل مي آيد يعني هر نسل حصه كسي را مي برد كه به واسطه او به ميت مي رسدبنابراين اولاد اخوه ابويني يا ابي حصه اخوه ابويني يا ابي تنها و اولاد كلاله امي حصه كلاله امي رامي برند .
در تقسيم بين افراد يك نسل اگر اولاد اخوه ابويني يا ابي تنها باشند ذكور دو برابر اناث مي برد واگر از كلاله امي باشند بالسويه تقسيم مي كنند .

ماده ۹۲۶ – در صورت اجتماع كلاله ابويني و ابي و امي ، كلاله ابي ارث نمي برد .

ماده ۹۲۷ – در تمام مواد مذكوره در اين مبحث هر يك از زوجين كه باشد فرض خود را ازاصل تركه مي برد و اين فرض عبارت است از نصف اصل تركه براي زوج و ربع آن براي زوجه .
متقربين به مادر هم اعم از اجداد يا كلاله فرض خود را از اصل تركه مي برند . هرگاه به واسطه ورود زوج يا زوجه نقصي موجود گردد نقص بر كلاله ابويني يا ابي يا بر اجداد ابي وارد مي شود .

مبحث سوم – در سهم الارث وارث طبقه سوم
ماده ۹۲۸ – هرگاه براي ميت وراث طبقه دوم نباشد تركه او به وراث طبقه سوم مي رسد .

ماده ۹۲۹ – هر يك از وراث طبقه سوم اگر تنها باشد تمام ارث را مي برد واگر متعدد باشند تركه بين آنها بر طبق مواد ذيل تقسيم مي شود .

ماده ۹۳۰ – اگر ميت اعمام يا اخوال ابويني داشته باشد اعمام يا اخوال ابي ارث نمي برند درصورت نبودن اعمام يا اخوال ابويني اعمام يا اخوال ابي حصه آنها را مي برند . ( ۱ )
زيرنويس :
۱ – نظريه ۶۹۶۴/۷ – ۲۱/۱۱/۱۳۷۸ ا . ح . ق : مستفاد از ماده ( ۹۳۰ ) قانون مدني آن است كه با بودن اعمام يا احوال ابويني ، اعمام يا احوال ابي ارث نمي برند يعني اعمام و احوال ابويني اقرب به ميت محسوب مي شوند و با بودن اقرب ، ارث به ابعد نمي رسد ، بنابراين با وجود مثلا عموي ابويني ، ارث به عمو يا عمه يا دايي يا خاله ابي نمي رسد

ماده ۹۳۱ – هرگاه وراث متوفي چند نفر عمو يا چند نفر عمه باشند تركه بين آنها بالسويه تقسيم مي شود در صورتي كه همه آنها ابويني يا همه ابي يا همه امي باشند .
هرگاه عمو و عمه با هم باشند در صورتي كه همه امي باشند تركه را بالسويه تقسيم مي نمايند و درصورتي كه همه ابويني يا ابي باشند حصه ذكور دوبرابر اناث خواهد بود .

ماده ۹۳۲ – در صورتي كه اعمام امي و اعمام ابويني يا ابي با هم باشند عم يا عمه امي اگر تنهاباشد سدس تركه به او تعلق مي گيرد و اگر متعدد باشند ثلث تركه و اين ثلث را مابين خود بالسويه تقسيم مي كنند و باقي تركه به اعمام ابويني يا ابي مي رسد كه در تقسيم ذكور دو برابر اناث مي برد .

ماده ۹۳۳ – هرگاه وراث متوفي چند نفر دايي يا چند نفر خاله يا چند نفر دايي و چند نفر خاله با هم باشند تركه بين آنها بالسويه تقسيم مي شود خواه همه ابويني ، خواه همه ابي و خواه همه امي باشند .

ماده ۹۳۴ – اگر وراث ميت دايي و خاله ابي يا ابويني يا دايي و خاله امي باشند ، طرف امي اگريكي باشد سدس تركه را مي برد و اگر متعدد باشند ثلث آن را مي برند و بين خود بالسويه تقسيم مي كنند و مابقي مال دايي و خاله هاي ابويني يا ابي است كه آنها هم بين خود بالسويه تقسيم مي نمايند .

ماده ۹۳۵ – اگر براي ميت يك يا چند نفر اعمام يا يك يا چند نفر اخوال باشد ثلث تركه به اخوال دوثلث آن به اعمام تعلق مي گيرد .
تقسيم ثلث بين اخوال بالسويه به عمل مي آيد ليكن اگر بين اخوال يك نفر امي باشدسدس حصه اخوال به او مي رسد و اگر چند نفر امي باشند ثلث آن حصه به آنها داده مي شود و درصورت حصه اخير تقسيم بين آنها بالسويه به عمل مي آيد .
در تقسيم دوثلث بين اعمام حصه ذكور دوبرابر اناث خواهد بود ليكن اگر بين اعمام يك نفر امي باشد سدس حصه اعمام به او مي رسد و اگر چند نفر امي باشند ثلث آن حصه به آنها مي رسد و درصورت اخير آن ثلث را بالسويه تقسيم مي كنند .
در تقسيم پنج سدس و يا دو ثلث كه از حصه اعمام باقي مي ماند بين اعمام ابويني يا ابي حصه ذكور دو برابر اناث خواهد بود .

ماده ۹۳۶ – با وجود اعمام يا اخوال اولاد آنها ارث نمي برند مگر درصورت انحصار وارث به يك پسر عموي ابويني با يك عموي ابي تنها كه فقط در اين صورت پسر عمو ، عمو را از ارث محروم مي كند ليكن اگر با پسر عموي ابويني خال يا خاله باشد يا اعمام متعدد باشند ولو ابي تنها پسر عموارث نمي برد .

ماده ۹۳۷ – هرگاه براي ميت نه اعمام باشد و نه اخوال اولاد آنها به جاي آنها ارث مي برند ونصيب هر نسل نصيب كسي خواهد بود كه به واسطه او به ميت متصل مي شود .

ماده ۹۳۸ – در تمام موارد مزبوره در اين مبحث هر يك از زوجين كه باشد فرض خودرا ازاصل تركه مي برد و اين فرض عبارت است از نصف اصل تركه براي زوج و ربع آن براي زوجه .
متقرب به مادر هم نصيب خود را از اصل تركه مي برد باقي تركه مال متقرب به پدر است و اگرنقصي هم باشد بر متقربين به پدر وارد مي شود .

ماده ۹۳۹ – در تمام موارد مذكوره دراين مبحث و دو مبحث قبل اگر وارث خنثي بوده و ازجمله وراثي باشد كه از ذكور آنها دو برابر اناث مي برند سهم الارث او به طريق ذيل معين مي شود :
اگر علائم رجوليت غالب باشد سهم الارث يك پسر از طبقه خود و اگر علائم اناثيت غلبه داشته باشد سهم الارث يك دختر از طبقه خود را مي برد و اگر هيچ يك از علائم غالب نباشد نصف مجموع سهم الارث يك پسر و يك دختر ازطبقه خود را خواهد برد .

مبحث چهارم – در ميراث زوج و زوجه
ماده ۹۴۰ – زوجين كه زوجيت آنها دائمي بوده وممنوع ازارث نباشند از يكديگر ارث مي برند . ( ۱ )
زيرنويس :
۱ – نظريه ۶۰۸۰/۷ – ۱۶/۱۱/۱۳۷۰ ا . ح . ق : ( ( زوجه دائمي كه از وراث مستاجر باشد از حق كسب يا پيشه يا تجارت سهم مي برد ولي اگر جزء وراث مالك باشد از اين حق سهم نمي برد ) ) .

ماده ۹۴۱ – سهم الارث زوج و زوجه از تركه يكديگر به طوري است كه در مواد ۹۱۳ – ۹۲۷ و۹۳۸ ذكر شده است .

ماده ۹۴۲ – در صورت تعدد زوجات ربع يا ثمن تركه كه تعلق به زوجه دارد بين همه آنان بالسويه تقسيم مي شود .

ماده ۹۴۳ – اگر شوهر زن خودرا به طلاق رجعي مطلقه كند هر يك از آنها كه قبل از انقضاي عده بميرد ديگري از او ارث مي برد ليكن اگر فوت يكي ازآنها بعد از انقضاي عده بوده و يا طلاق بائن باشد از يكديگر ارث نمي برند .

ماده ۹۴۴ – اگر شوهر در حال مرض زن خود را طلاق دهد و در ظرف يك سال از تاريخ طلاق به همان مرض بميرد ، زوجه از او ارث مي برد اگر چه طلاق بائن باشد مشروط بر اينكه زن شوهرنكرده باشد .

ماده ۹۴۵ – اگر مردي در حال مرض زني را عقد كند و در همان مرض قبل از دخول بميرد زن ازاو ارث نمي برد ، ليكن اگر بعد از دخول يا بعداز صحت يافتن از آن مرض بميرد زن از او ارث مي برد .

ماده ۹۴۶ – زوج از تمام اموال زوجه ارث مي برد ، ليكن زوجه از اموال ذيل : ( ۱ )
۱ – از اموال منقوله از هر قبيل كه باشد .
۲ – از ابنيه و اشجار . ( ۲ )
زيرنويس :
۱ – نظريه ۳۴۱۲/۷ – ۱۲/۵/۱۳۷۷ ا . ح . ق : چنانچه زوج تبعه ايران در دوره زناشويي فوت نمايد دو حالت قابل پيش بيني است : ۱ – زوج شيعه بوده و داراي اولاد باشد . زوجه يك هشتم بهاي اعياني و اشجار موجود درارث مي برد ( مواد ۹۰۱ و ۹۴۷ ق . م . ) . ۲ – در صورتي كه زوج پيرو مذاهب اهل سنت يا مسيحي يا كليمي يا زرتشتي باشد ، سهم زوجه مطابق مقررات مربوط به مذهب متوفي خواهد بود ( اصول ۱۲ و ۱۳ ق . ا . و قانون رعايت احوال شخصيه ايرانيان غيرشيعه مصوب ۱۳۱۲ و راي لازم الاتباع هيات عمومي )

۲ – نظريه ۴۹۵۷/۷ – ۱۴/۸/۱۳۷۴ ا . ح . ق : طبق ماده ( ۹۴۶ ) ق . م . زوجه از ابنيه و اعياني غيرمنقول كه شامل آب قنات و چاه ، موتور ، چشمه و تاسيسات و . . . مي شود نيز ارث مي برد ، منتهي با توجه به ماده ( ۹۴۷ ) ق . م . ، زوجه فقط از قيمت اعيان ارث مي برد نه از عين آنها و در صورت امتناع ورثه از اداي قيمت ، زوجه مي تواند از عين آنهااستيفاي منفعت كند

ماده ۹۴۷ – زوجه از قيمت ابنيه و اشجار ارث مي برد و نه از عين آنها و طريقه تقويم آن است كه ابنيه و اشجار با فرض استحقاق بقا در زمين بدون اجرت تقويم مي گردد . ( ۱ )
زيرنويس :
۱ – سوال : آيا دسترنج زراعتي و حق اولويت و گاوبندي و تبرتراشي و حق كارافه و دست دارمي و نظاير آن ، در حكم اموال غير منقول است يا منقول و در نتيجه زوجه از اين حقوق ارث مي برد يا خير ؟
نظريه ب . ش . – ب . ت . ( مندرج در شماره ۱۷۳ هفته دادگستري ) ا . ح . ق : بر حسب ماده ۳۱ آيين نامه قانون ثبت املاك دسترنج رعيتي و حق اولويت و حقوق زارعانه ديگري از اين قبيل از حقوق راجع به عين املاك نبوده و بلكه ازحقوق ديني و در زمره اموال منقول مي باشد . بنابراين مطابق ماده ۹۴۶ ق . م . زوجه از آنها ارث مي برد .
نظريه ۴۳۶/۴۵ – ۱۰/۱۰/۱۳۴۵ ا . ح . ق : قنات از مصاديق ابنيه به معناي اعم است و زوجه در سهم خود استحقاق دريافت قيمت قنات را دارد ولي چون حقي نسبت به عين ندارد حق دريافت مال الاجاره آن را ندارد .

ماده ۹۴۸ – هرگاه در مورد ماده قبل ورثه از اداي قيمت ابنيه و اشجار امتناع كند زن مي تواندحق خود را از عين آنها استيفاء نمايد . ( ۱ )
زيرنويس :
۱ – نظريه ۲۶۸/۷ –۲ – ۱۸/۱/۱۳۷۱ ا . ح . ق : با توجه به مفاد ماده ۹۴۸ ق . م . كه در صورت امتناع ورثه از اداي قيمت ابنيه و اشجار به زن از عين غيرمنقول حق خود را استيفا خواهد نمود به درخواست محكوم له دايره اجرا مي بايست بدوا با تعيين مهلت مناسب درمورد پرداخت بهاي اعياني به ورثه اخطار كند درصورت عدم پرداخت بها از ناحيه ورثه در مهلت تعيين شده ، دايره اجرا مي تواند نسبت به فروش عين سهم الارث زن اقدام و در مورد اموال منقول ازجمله امتياز تلفن وفق مقررات قانوني عمل نمايد و نيز ممكن است معادل سهم الارث وي از خود اعيان به او منتقل شود .
نظريه ۲۱۳۳/۷ – ۱۲/۴/۱۳۷۳ ا . ح . ق : در صورتي كه با لحاظ عدم پرداخت بها و موافق ماده ( ۹۴۸ ) قانون مدني ، زن از عين استيفا كند هرگونه اقدام حقوقي بايد با موافقت زن ( زوجه ) باشد . تقديم دادخواست الزام به فروش ثمينه اعياني توجيه قانوني ندارد و دراين گونه موارد در صورت عدم توافق بايد موافق قانون افراز املاك مشاع مصوب ۱۳۵۷ و يا در قالب تقسيم تركه رفتار گردد . و در صورت عدم توافق در بهاي ثمينه افراد ذي نفع مي توانند با تقديم دادخواست ارزش ثمينه اعياني را وسيله دادگاه تعيين و پس از قطعيت حكم وجه آن را به صندوق ثبت يا دادگاه توديع نمايند .

ماده ۹۴۹ – در صورت نبود هيچ وارث ديگر به غير از زوج يا زوجه شوهر تمام تركه زن متوفاه خود را مي برد ، ليكن زن فقط نصيب خود را و بقيه تركه شوهر در حكم مال اشخاص بلاوارث و تابع ماده ۸۶۶ خواهد بود . ( ۱ )
زيرنويس :
۱ – نظريه ۲۸۹/۷ – ۲۸/۱/۱۳۶۱ ا . ح . ق : با توجه به صراحت ماده ۹۴۹ ق . م . درخصوص اينكه چنانچه زوج فوت كند و وارث ديگري به جز زوجه نداشته باشد زوجه فقط نصيب خود را مي برد و بقيه تركه در حكم مال اشخاص بلاوارث و تابع ماده ۸۶۶ خواهد بود و با عنايت به ماده ۸۶۶ همان قانون كه مقرر مي دارد : پدر صورت نبودن وارث امر تركه متوفي راجع به حاكم است پ و با التفات به ماده ۸۴۳ قانون مذكور كه وصيت زائد بر ثلث تركه را نافذ ندانسته است مگر با اجازه ورثه ، چنين استفاده مي شود كه در مواردي كه وارثي جهت تنفيذ وصيت وجود نداشته باشدوصيت زائد بر ثلث غيرنافذ است وچون در صورتي كه وارث منحصر به زوجه باشد زوجه فقط نصيب خود را مي بردو نسبت به مازاد بر آن ، تركه در حكم اموال بلاوارث است لذا مشاراليها نمي تواند نسبت به مازاد بر ثلث وصيت را به نفع خود تنفيذ كند ونتيجتا زوجه فقط سهم الارث خود را به علاوه ثلث ماترك ( به عنوان وصيت ) مي برد و مابقي تركه مشمول ماده ۸۶۶ ق . م . مي باشد .
نظريه ۲۰۵/۱۱۱/۵۱ – ۵/۷/۱۳۵۱ ا . ح . ق : در صورتي كه طبق سند رسمي زن و شوهري با يكديگر قرار بگذارند كه هر يك زودتر از ديگري فوت كند همه ماترك او اعم از منقول و غير منقول به طرف ديگر كه در قيد حيات است متعلق گردد ، برطبق مادتين ۸۳۷ و ۸۴۳ ق . م . وصيت زياده برثلث تركه بدون اجازه ورثه نافذ نيست ولي چنانچه وارثي نباشد به موجب ماده ۹۴۹ ق . م . زوجه فقط نصيب خود را مي برد و بقيه تركه شوهر در حكم مال اشخاص بلاوارث است . بهر حال زوجه علاوه بر نصيب خود ، ثلث تركه را در هر دو صورت خواهد برد .
_________________
علی حسین زاده – برگرفته از سایت حقوقی دادخواهی

*************************************

احکام ارث

 ۱-یکی از برادران من دو ماه قبل از پدرم فوت کرده است و دو فرزند هم دارد .آیا به برادر من ارثیه تعلق می گیرد ؟
پاسخ – فرزندی که قبل از پدر از دنیا رفته باشد به او ارث تعلق نمی گیرد اگر در  طبقه ی او فرزندان دیگری هم باشد. اگر در آن طبقه کسی نباشد به فرزندهای فرزند (نوه ) ارث می رسد. پس به برادر شما و فرزندانش ارث نمی رسد .

 

۲-آیا بعد از مرگ شوهر ارث و مهریه به همسر ایشان تعلق می گیرد یا خیر؟
پاسخ – اگر خانم مهریه ی خود را در زمان حیات شوهر دریافت نکرده باشد و به او نیز نبخشیده باشد جز بدهی های میت محسوب می شود و باید به خانم بپردازند . البته اگربه او بخشیده باشد دیگر به او تعلق نمی گیرد و یا اینکه بخشی از آن را گرفته باشد ، در این صورت نیز آن مقداری را که گرفته به او تعلق نمی گیرد . در خصوص ارث نیز یکی از افرادی که از میت ارث می برد خانم او است . اما سهم او متفاوت است که به جزئیات مسائل ارث باز می گردد .

 

۳-اگر ملکی از پدر به ارث رسیده باشد اما فروش نرفته باشد آیا حج به شخص واجب است یا خیر؟
پاسخ – اگر این شخص از جهات دیگر استطاعت مالی ندارد ، یعنی غیر از این مال ارثی اموالی ندارد که بتواند به مکه برود و این ملک نیز به ارث رسیده اما فروخته نشده است در اینجا دو فرض وجود دارد . یک- زمانی است که فرد می تواند آن ملک را بفروشد یعنی  الان آن را درست می خرند و از بابت آن ضرری نمی کند ، در این صورت باید آن را بفروشد و مکه برود و یا ثبت نام کند تا بعداً نوبت او شود .  اما اگر بخواهد الان آن ملک را بفروشد     نمی خرند و یا اینکه هنوز آن را تقسیم نکرده اند به گونه ای که ایشان بتواند سهم خود را بفروشد و یا اگر بخواهد بفروشد به قدری آن را ارزان می خرند که خیلی ضرر می کند در این صورت فعلاً به این شخص حج واجب نیست .
 
۴-آیا ورثه می توانند بعد از فوت پدر ، زمین وقف شده را پس بگیرند ؟
پاسخ – اگر فردی این ملک را در حیات خودش وقف کرده است و تحویل داده است یعنی وقف کامل شده است ، نمی توانند آنرا پس بگیرند . حتی اگر طرف وصیت به وقف کرده باشد و بیش از ثلث اموالش هم نباشد باز هم وقف است و افراد نمی توانند پس آنرا بگیرند .
۵-یکی از بچه های خودم را بلافاصله بعد از تولد به خواهرم دادم . آیا این بچه در ارث من شریک است ؟
پاسخ – این بچه فرزند شماست و از شما ارث می برد ولی از خواهر شما ارث نمی برد. مگراینکه وصیت کنند از ثلث مال چیزی به این بچه بدهند .
 
 
۶-بعضی برادرها ارث خواهر ها را نمی دهند . در مورد ارث خواهر و برادر توضیحاتی بفرمایید .
پاسخ – در بعضی از مناطق برادرها ، خواهرها را از ارث محروم می کنند . وقتی شخصی از دنیا می رود اموالش متعلق به ورثه است . ممکن است که فرد وصیت کرده باشد که ثلث اموالش را برای خودش خرج کرده باشند ولی بقیه متعلق به ورثه است . هیچ کدام از وراث بدون اجازه ی دیگری نمی توانند از مال متوفی استفاده بکنند . اگر وراث دیگر راضی باشند که بعضی از وراث از مال متوفی استفاده کنند اشکالی ندارد . ولی اگر وراث راضی نباشند استفاده از این مال حرام است . خواهرها که فرزندان متوفی هستند از کل اموال ارث می برند ولی سهم دختران نصف پسرها است . اگر برادرها سهم خواهرها را نپردازند به آنها ظلم کرده اند . اگر اموال را تصرف کنند تصرف آنها عدوانی است و آنها گناهکار هستند . اگر هنوز این رسم غلط در بین بعضی از اقوام باقی مانده است باید آنرا از بین ببرند .
۷آیا مادر در وصیت خودش می تواند ارث را بین دختر و پسر بطور مساوی تقسیم کند ؟
پاسخ – اگر مقصود تقسیم کردن در حال حیات است یعنی شخص زنده است و سهم هر کدام را به آنها می دهد ، این وصیت نیست بلکه هبه است و اشکالی ندارد . اگر فرد برای بعد از مرگ وصیت می کند دو حالت دارد یا همه ی ورثه کبیر هستند و قبول کرده اند که ارث بطور مساوی تقسیم بشود ، این اشکالی ندارد اما اگر بین آنها صغیر باشد نمی تواند این کار را بکند . قرآن سهم دختر را نصف پسر تعیین کرده است . اگر طرف این وصیت را کرده است ولی همه آنرا قبول نکرده اند ، دختر نصف پسر از ارث سهم می برد .
 
 
۸-در مورد حق الناس فردی که فوت کرده باشد تکلیف ما چیست ؟
پاسخ – شما باید این حق را به وارث او ادا کنید و اگر وارثین زیاد هستند شما می توانید به یکی از وارثین که می دانید حق دیگران را می دهد بپردازید اما اگر شما مطمئن نیستید باید سهم هر کدام را جداگانه بپردازید .
 
 
۹-پدر من ده سال پیش فوت کرده است . مادر من در خانه ی پدری ساکن است . ما هم مشکل مالی داریم . هرچقدر به مادر اصرار می کنیم که خانه ای برای او اجاره کنیم و خانه ی پدری را بفروشیم راضی نمی شود . اگر ما از طریق قانون اقدام کنیم خلاف شرع انجام داده ایم؟
پاسخ – مادر اینجا خلاف کرده است . چون شما در خانه ی پدری سهم الارث دارید ، بنابراین باید این مادر با رضایت شما در آن خانه سکونت داشته باشد . اگر شما مشکل مالی داشته باشید ، این مادر باید سهم الارث شما را بپردازد . حتی اگر مشکل هم نداشته باشید ، ولی درخواست کرده باشید باید آن را بپردازد . ولی اینکه شما از طریق قانونی عمل کنید و از دست مادر خود شکایت کنید کار درستی نیست . یعنی با حفظ احترام به مادر و این مقدار توصیه ای که در اسلام شده است، سازگار نیست . ولی شما می توانید یک نفر را واسطه کنید تا با مادر شما صحبت کرده و او را توجیه کند . به او بگوید که ورثه سهم دارند و شرعاً اگر شما بیش از سهم شرعی خود استفاده کنید و آنها راضی نباشند، درست نیست . در نتیجه ایشان را راضی کنند که یا سهم شما را بپردازد و یا خانه ای را برای خود اجاره کند . اما در هر صورت اگر بتوانید راضی بشوید که ایشان در خانه ی پدری سکونت داشته باشد،بهتر است . ولی به طور کلی حکم شرعی آن این است که سهم الارث شما در آن خانه محفوظ است . یعنی اگر خانه متعلق به پدر شما بوده و سهم الارث شما را از اموال دیگر نپرداخته باشند ، سهم دارید . مادر هم اگر بدون رضایت شما در آن خانه سکونت داشته باشد کار اشتباهی کرده است .
 
 
۱۰-یکی از برادران من دو ماه قبل از پدرم فوت کرده است و دو فرزند هم دارد .آیا به برادر من ارثیه تعلق می گیرد ؟
پاسخ – فرزندی که قبل از پدر از دنیا رفته باشد به او ارث تعلق نمی گیرد اگر در طبقه ی او فرزندان دیگری هم باشد. اگر در آن طبقه کسی نباشد به فرزندهای فرزند (نوه ) ارث می رسد. پس به برادر شما و فرزندانش ارث نمی رسد .

 

۱۱- آیا وصیت مبنای قرآنی و روایی دارد ؟  
پاسخ – در قرآن تعبیر وصیت غیر مضار داریم . وصیت تا ثلث اموال نافذ است . شخصی که می خواهد اموالش را وصیت کند تا ثلث اموال اختیار دارد و وصیت او هم نافذ است و باید به آن عمل بشود ، بیشتر از ثلث اموال اجازه ی ورثه را نیاز دارد . اگر میت وارث صغیر داشته باشد بیش از ثلث اموال را نمی توان صرف کرد . پس وصیت مبنای قرآنی و روایی دارد

 

۱۲- ارثی تقسیم شده است . ولی از یکی از وراث خبری نیست و سهم الارث او را در بانک گذاشته اند . الان هشت سال می گذرد . تکلیف چیست؟
پاسخ – اگر شما خبری از فرد ندارید ولی می دانید زنده است یا اینکه نمی دانید زنده است یا مرده ،اینکار شما درست است. اگر برای شما امکان داردهمچنان امانت او را نگه دارید و اگر امکان ندارد به مراجع قانونی مراجعه کنید و نسبت به سهم الارث تکلیف کسب کنند .

 

۱۳- پدر و مادر من فوت کرده اند . آیا ما باید مبلغی را بعنوان دیون یا صدقه از ارث بدهیم ؟
پاسخ – اگر آنها بدهکار هستند شما باید بدهکاری آنها را بپردازید ولی اگر آنها بدهکار نیستند و وصیتی ندارند ، شما وظیفه ای ندارید ولی اگر شما می توانید برای آنها مظالم عباد بپردازید .

 

۱۴-پدر و مادر من فوت کرده اند . آیا ما باید حتما مبلغی را بعنوان دیون برای آنها بپردازیم ؟
پاسخ – اگر بدهکاری آنها قطعی است باید از اصل اموال آنها پرداخت بشود . اگر آنها خمس و زکات بدهکار هستند باید آن هم پرداخت بشود و بعد از واجبات مالی مثل حج که اگر بر آنها واجب باشد باید از اصل مال پرداخت بشود و بقیه ی مال براساس قانون ارث تقسیم می شود . اگر فرد بدهی ندارد یا شما نمی دانید که بدهی دارند یا خیر لازم نیست که بدهی بپردازید . اگر همه ی ورثه کبیر باشند می توانند از سهم خودشان مظالم عباد بپردازند . یک وقت میت بدهی ندارد ولی وصیت کرده است که مبلغی بعنوان مظالم عباد بپردازند . البته وصیت مالی تا ثلث مال نافذ است . و بیشتر از آن نیاز به اجازه ی ورثه دارد .

 

۱۵-اگر شخصی فوت کند و ورثه ای نداشته باشد ، حکم اموالش چیست؟
پاسخ – ورثه صرفا فرزندان وهمسر نیستند . ما سه طبقه وارث داریم . طبقه اول که از میت ارث می برند پدر و مادر و فرزندان هستند . طبقه ی دوم برادران و خواهران میت هستند و طبقه سوم عمو و عمه و خاله و دایی هستند و به ترتیب فرزندان آنها هستند که ارث می برند . حالا اگرکسی هیچ وارثی نداشت اموال او به امام مسلمین یعنی ولی فقیه  می رسد که جزو اموال عمومی و انفال است .

 

۱۶- پدر من دو تا زن داشته است . آیا ارثیه ی آنها با توجه به تعداد فرزندان آنهاست ؟
پاسخ – خیر ، یک هشتم از اموال میت بین خانم هایشان تقسیم می شود .

 

۱۷-پدر شوهر من بیست سال است که فوت کرده است و من به پول احتیاج دارم ولی ارث من را نمی دهند. راهنمایی بفرمایید .  
پاسخ – کسی که از دنیا می رود اموال او به تمام ورثه می رسد . جایز نیست که تعدادی از ورثه بدون اجازه ی بقیه در اموال تصرف کنند. وقتی فردی فوت می کند دیون او پرداخت می شود ، به وصیتش عمل می شود و بقیه اموال به ورثه می رسد .

 

۱۸-در زمان حیات پدرم، من  در ساخت خانه به او کمک مالی کرده ام . آیا پدرم  نسبت به من دینی دارد ؟
پاسخ – اگر پدر از شما تقاضای کمک کرده است،باید حق شما را بپردازد ولی اگر شما داوطلبانه کار کرده اید و به پدر گفتید که من مزدم را می خواهم و پدر هم قبول کرد ، شما از ایشان طلبکار هستید . اگر شما به طور متعارف کمک کرده اید و قصد گرفتن دستمزد و پس گرفتن نداشته اید،الان شما نمی توانید از ورثه ی تقاضای دستمزد بکنید .

 

۱۹-ارثیه ای که از مادر به فرزندان می رسد آیا بین دختر و پسر بطور مساوی تقسیم می گردد ؟
پاسخ – اگر مادر از دنیا رفته است ، پسر دو برابر دختر ارث می برد .در بعضی از موارد اگر واسطه ی ارث بَری مادر باشد یعنی مادر ارثی از کسی برده است و بعد آن ارث باید بطور مساوی بین فرزندان تقسیم بشود .

 

۲۰-آیا شخص می تواند یکی از پسرانش را از ارث محروم کند ؟
پاسخ – خیر این کار خلاف شرع است ولی شخص می تواند از ثلث اموالش وصیت کند که به یکی از فرزندانش ندهد. شخص تا زنده است می تواند اموالش را ببخشد یا وقف کند .اما بعد از فوتش اموال بین ورثه قسمت می شود. فرموده اند :در بخشش و وقف هم باید مراعات کنند که فتنه ای پیش نیاید .

 

۲۱-اگر پدری فرزندی را از ارث محروم کرد ، آیا ورثه می توانند بعد از فوت پدر او را در ارث شریک کنند ؟
پاسخ – بله . کسی حق ندارد دیگری را از ارث محروم کند .ممکن است که فردی تمام اموال خودش را ببخشد که دراین صورت دیگر ارثی ندارد و فرزندش از ارث محروم می شود یا اینکه ثلث اموال را وصیت می کند که به فرزندی ندهند که دراین صورت از بخشی از اموال محروم شده است .

 

۲۲-کسی که ازطرف کسی وصی می شود، آیا باید وصیت را طبق نظر مرجع کسی که فوت کرده است انجام بدهد؟
پاسخ – وصی باید طبق نظر مرجع خودش عمل کند مگر اینکه در وصیت آورده باشد که اینگونه عمل کنید یا طبق نظر مرجع تقلید خودم عمل کنید . بعضی می فرمایند باید طوری عمل کند که نظر هر دو لحاظ بشود.

 

۲۳-کسی  بیشتر از ثلث مالش را وصیت کرده است، تکلیف ورثه چیست ؟
پاسخ – به همان مقداری که ایشان وصیت کرده است باید عمل کرد ولی اگر وصیت بیشتراز ثلث بود ،مبلغ اضافه تر از ثلث را باید ورثه اجازه بدهند البته اگر صغیر نباشند.

خواهر و برادر کی ارث مساوی می‌برند

ارث مساوی میان خواهر و برادر!

مرحوم آیت‌الله مجتهدی تهرانی در توضیح فراز «واکْرِمْنی فیهِ بإحْضارِ المَسائِلِ» در دعای روز بیست‌‌و‌هشتم ماه رمضان اظهار می‌کند:

در این بخش از خدا می‌خواهیم که مسایل شرعی خود را بدانیم، از خدا بخواهید تا مسئله‌های شرعی زیادی بدانید. خیلی مهم است که کسی از شما مسأله‌ای شرعی را بپرسد و شما پاسخ آن را بدانید.

آیت‌الله مجتهدی تهرانی ادامه می‌دهد: مثلاً اگر پرسیدند که خواهر و برادر در چه صورتی به طور مساوی ارث می‌برند، بتوانید پاسخ دهید. جواب آن این است؛ آنجا که خواهر و برادر مادری باشند. اگر شخصی فوت کند و اولاد نداشته باشد، خواهر و برادر از او ارث می‌برند و خواهر و برادران مادری سهمشان ثلث ارث است که بینشان مساوی تقسیم می‌شود.

این استاد برجسته حوزه علمیه ادامه می‌دهد: در بخش بعدی دعا می‌خوانیم: خدایا، بین وسایل آن وسیله‌ای که من را زودتر به تو می‌رساند به من نزدیک کن! و بهترین وسیله برای نزدیکی به خدا اهل بیت (ع) هستند که ما حاجتمان را می‌خواهیم و آنها برآورده می‌کنند.

شرط ارث بردن برادر و خواهر را خداوند متعال در قرآن اینچنین بیان می کند:

یَسْتَفْتُونَکَ قُلِ اللّهُ یُفْتیکُمْ فِى الْکَلالَةِ اِنِ امْرُؤٌ هَلَکَ لَیْسَ لَهُ وَلَدٌ وَلَهُ اُخْتٌ فَلَها نِصفٌ ما تَرَکَ وَ هُوَ یَرِثُها اِنْ لَمْ یَکُنْ لَها وَلَدٌ فَاِنْ کانَتا اثْنَتَین فَلَهُمَا الثُّلُثانِ مِمّا تَرَکَ وَ اِنْ کانُوا اِخْوَةً رِجالاً وَ نِساءً فَلِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظّ الاُنْثَیَیْنِ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمْ اَنْ تَضِلُّوا وَاللّهُ بِکُلِّ شَى ءٍ عَلیمٌ

یعنى:  از تو فتوا مى خواهند، بگو خداوند شما را درباره کسى که مرده و از بالا و پایین ، کسى را ندارد فتوا مى دهد. اگر مردى بمیرد و فرزند نداشته باشد، و خواهرى دارد، نصف ارث او از آنِ خواهر است ! و او نیز از خواهر خویش ارث مى برد، اگر خواهر اولاد نداشته باشد. و اگر وارث ، دو خواهر بودند، دو سوم ارث را مى برند، چنانکه عده اى باشند؛ مردان و ز نان ، مردان دو برابر بهره زنان مى برند، خدا حکم خود را براى شما بیان مى کند که گمراه نشوید. و خداوند به همه چیز داناست . (سورة النساء: ۱۷۶٫)

چنانکه ملاحظه مى شود، آیات قرآن کریم تصریح مى کند که شرط ارث بردن برادران و خواهران ، این است که میت ، اولادى نداشته باشد، دختر هم از لحاظ لغت عربى داخل در کلمه ولد است ؛ چون ولد یعنى فرزند، اعم از اینکه پسر باشد یا دختر.

ولى عمر بن خطاب ، در آیه ارث لفظ ولد را به معناى پسر حمل کرد، به همین جهت ، خواهر پدرى و مادرى را با دختر میت در ارث شریک کرد و به هر کدام ، نصف ترکه را داد. پس از وى ، تمام فقهاى چهار مذهب اهل سنت نیز از او تقلید کردند!!

(الفقه على المذاهب الخمسة ص ۵۱۴ ط دار العلم للملایین، الفقه على المذاهب الاربعة ج ص. و عمر جاهل به تفسیر این آیه و حکم کلاله بود که این مساله در برخی روایات اهل سنت وارد شده است. از جمله: صحیح مسلم ک الفرائض باب میراث الکلالة ج ۵ / ۶۱، ورجوع کنید به بقیه روایات در الغدیر ج ۶ / ۱۲۷٫)

احکام ارث

مسأله ۳۲۲۶: کسانى که به جهت خویشى ارث مى برند سه دسته اند: دسته اوّل: پدر، مادر و فرزندان میت مى باشند. و با نبودن اولاد، فرزندان اولاد هرچه پایین روند، هر کدام که به میّت نزدیکتر است ارث مى برد و تا یک نفر از این دسته هست، دسته دوم ارث نمى برد. دسته دوم: جدّ یعنى پدر بزرگ، جدّه یعنى مادر بزرگ، خواهر و برادر مى باشند و با نبودن برادر و خواهر، اولاد ایشان، هر کدام که به میّت نزدیکتر است ارث مى برد و تا یک نفر از این دسته هست، دسته سوم ارث نمى برند. دسته سوم: عمو، عمّه، دایى، خاله و فرزندان آنان مى باشند و تا یک نفر از عموها، عمّه ها، دایها و خاله هاى میّت زنده اند، اولاد آنان ارث نمى برند، ولى اگر میّت، عموى پدرى و پسر عموى پدر و مادرى داشته باشد، ارث به پسر عموى پدر و مادرى مى رسد و عموى پدرى ارث نمى برد.

مسأله ۳۲۲۷: اگر عمو، عمه، دایى، خاله خود میّت، اولاد آنان و فرزندان اولاد آنان نباشند، عمو، عمّه، دایى و خاله پدر و مادر میّت ارث مى برند. و اگر اینها نباشند، اولادشان ارث مى برند و اگر اینها نیز نباشند، عمو، عمّه، دایى و خاله جدّ و جدّه میّت ارث مى برند و اگر اینها نباشند، اولادشان ارث مى برند.

مسأله ۳۲۲۸: زن و شوهر به تفصیلى که گفته مى شود، از یکدیگر ارث مى برند.

 

ارث دسته اوّل

مسأله ۳۲۲۹: اگر وارث میّت فقط یک نفر از دسته اوّل باشد، مثلا پدر، یا مادر، یا یک پسر و یا یک دختر باشد، همه مال میّت به او مى رسد و اگر فقط چند پسر یا چند دختر باشد، مال را سه قسمت مى کنند، دو قسمت به پسر و یک قسمت به دختر مى رسد. و اگر چند پسر و چند دختر باشند، مال را بطورى قسمت مى کنند که به هر پسرى دو برابر دختر برسد.

مسأله ۳۲۳۰: اگر وارث میّت، فقط پدر و مادر او باشد، مال سه قسمت مى شود، دو قسمت به پدر و یک قسمت به مادر مى رسد، ولى اگر میّت دو برادر، یا چهار خواهر و یا یک برادر و دو خواهر داشته باشد که همه آنان از یک پدر باشند، خواه مادرشان نیز با مادر میّت یکى باشد یا نه، اگرچه، تا میّت پدر و مادر دارد اینها ارث نمى برند، امّا بر اثر بودن اینها، مادر یک ششم مال را مى برد و بقیّه را به پدر مى دهند.

مسأله ۳۲۳۱: اگر وارث میّت، فقط پدر و مادر و یک دختر باشد، چنانچه میّت دو برادر، یا چهار خواهر یا یک برادر و دو خواهر پدرى نداشته باشد، مال را پنج قسمت مى کنند، به پدر و مادر، هر کدام یک قسمت و به دختر سه قسمت مى رسد. و اگر دو برادر، یا چهار خواهر و یا یک برادر و دو خواهر پدرى داشته باشد، مال را شش قسمت مى کنند، به پدر و مادر هر کدام یک قسمت و به دختر سه قسمت مى رسد. و یک قسمت باقیمانده را چهار قسمت مى کنند یک قسمت را به پدر و سه قسمت را به دختر مى دهند، مثلا اگر مال میّت را ۲۴ قسمت کنند، پانزده قسمت آن را به دختر و پنج قسمت آن را به پدر و چهار قسمت آن را به مادر مى دهند.

مسأله ۳۲۳۲: اگر وارث میّت، فقط پدر و مادر و یک پسر باشد، مال را شش قسمت مى کنند، به پدر و مادر هر کدام یک قسمت و به پسر چهار قسمت مى رسد. و اگر چند پسر یا چند دختر باشند، آن چهار قسمت را به طور مساوى بین خودشان قسمت مى کنند و اگر پسر و دختر باشند، آن چهار قسمت را طورى تقسیم مى کنند که به هر پسر دو برابر دختر برسد.

مسأله ۳۲۳۳: اگر وارث میّت، فقط پدر و یک پسر، یا مادر و یک پسر باشد، مال را شش قسمت مى کنند، یک قسمت آن را به پدر و یا مادر و پنج قسمت را به پسر مى دهند.

مسأله ۳۲۳۴: اگر وارث، پدر یا مادر و پسر و دختر باشد، مال را شش قسمت مى کنند، یک قسمت آن را پدر یا مادر مى برد و بقیّه را طورى قسمت مى کنند که به هر پسرى دو برابر دختر برسد.

مسأله ۳۲۳۵: اگر وارث میّت، فقط پدر و یک دختر، یا مادر و یک دختر باشد، مال را چهار قسمت مى کنند، یک قسمت آن را به پدر یا مادر و بقیّه را به دختر مى دهند.

مسأله ۳۲۳۶: اگر وارث میّت، فقط پدر و چند دختر یا مادر و چند دختر باشد، مال را پنج قسمت مى کنند، یک قسمت به پدر یا مادر مى رسد و چهار قسمت به طور مساوى بین دخترها تقسیم مى شود.

مسأله ۳۲۳۷: اگر میّت اولاد نداشته باشد، نوه پسرى او، اگرچه دختر باشد، سهم پسر میّت را مى برد و نوه دخترى او اگرچه پسر باشد، سهم دختر میّت را مى برد، مثلا اگر میّت یک پسر از دختر خود و یک دختر از پسرش داشته باشد، مال را سه قسمت مى کنند، یک قسمت را به پسرِ دختر و دو قسمت را به دخترِ پسر مى دهند.

 

ارث دسته دوم

مسأله ۳۲۳۸: دسته دوم از کسانى که به جهت خویشى ارث مى برند، جدّ یعنى پدر بزرگ، جدّه یعنى مادر بزرگ، برادر و خواهر میّت مى باشند. و اگر برادر و خواهر نداشته باشد، اولادشان ارث مى برند.

مسأله ۳۲۳۹: اگر وارث میّت، فقط یک برادر یا یک خواهر باشد، همه مال به او مى رسد اگر فقط چند برادر پدر و مادرى، یا فقط چند خواهر پدر و مادرى باشند، مال به طورى مساوى بین آنان قسمت مى شود. و اگر برادر و خواهر پدر و مادرى با هم باشند، به هر برادر دو برابر خواهر مى رسد، مثلا اگر دو برادر و یک خواهر پدر و مادرى دارد، مال را پنج قسمت مى کنند، به هریک از برادرها دو قسمت و به خواهر یک قسمت مى رسد.

مسأله ۳۲۴۰: اگر میّت برادر و خواهر پدر و مادرى دارد، برادر و خواهر پدرى که از مادر با میّت جداست ارث نمى برد و اگر برادر و خواهر پدر و مادرى ندارد، چنانچه فقط یک خواهر یا یک برادر پدرى داشته باشد، همه مال به او مى رسد و اگر فقط چند برادر یا فقط چند خواهر پدرى داشته باشد، مال به طور مساوى بین آنان قسمت مى شود و اگر هم برادر و هم خواهر پدرى داشته باشد، به هر برادر دو برابر خواهر مى رسد.

مسأله ۳۲۴۱: اگر وارث میّت، فقط یک خواهر یا یک برادر مادرى باشد که از پدر با میّت جداست، همه مال به او مى رسد و اگر چند برادر مادرى یا چند خواهر مادرى یا چند برادر و خواهر مادرى باشند، مال به طور مساوى بین آنان تقسیم مى شود.

مسأله ۳۲۴۲: اگر میّت، برادر و خواهر پدر و مادرى و برادر و خواهر پدرى و یک برادر یا یک خواهر مادرى داشته باشد، برادر و خواهر پدرى ارث نمى برند و مال را شش قسمت مى کنند، یک قسمت به برادر یا خواهر مادرى و بقیّه را به برادر و خواهر پدر و مادرى مى دهند و به هر برادر دو برابر خواهر مى رسد.

مسأله ۳۲۴۳: اگر میّت، برادر و خواهر پدر و مادرى و برادر و خواهر پدرى و برادر و خواهر مادرى داشته باشد، برادر و خواهر پدرى ارث نمى برند. و مال را سه قسمت مى کنند، یک قسمت آن را به برادر و خواهر مادرى مى دهند تا مساوى بین خود تقسیم کنند و بقیّه را به برادر و خواهر پدر و مادرى مى دهند و به هر برادر دو برابر خواهر مى رسد.

مسأله ۳۲۴۴: اگر وارث میّت، فقط برادر و خواهر پدرى و یک برادر مادرى یا یک خواهر مادرى باشد، مال را شش قسمت مى کنند، یک قسمت به برادر یا خواهر مادرى مى رسد و بقیّه را به برادر و خواهر پدرى مى دهند و به هر برادر دو برابر خواهر مى رسد.

مسأله ۳۲۴۵: اگر وارث میّت، فقط برادر و خواهر پدرى و چند برادر و خواهر مادرى باشد. مال را سه قسمت مى کنند، یک قسمت بین برادر و خواهر، به طور مساوى تقسیم مى شود و بقیّه به برادر و خواهر پدرى، به هر برادر دو برابر خواهر مى رسد.

مسأله ۳۲۴۶: اگر وارث میّت، فقط برادر، خواهر و زن او باشد، ارث زن به تفصیلى است که گفته مى شود وارث خواهر و برادر، همان طورى است که در مسائل گذشته گفته شد. و نیز اگر زنى بمیرد و وارث او فقط خواهر، برادر و شوهر او باشد، به شوهر نصف مال مى رسد و ارث خواهر و برادر، به طورى که در مسائل پیش گفته شد مى باشد. و چون زن یا شوهر، ارث مى برد از سهم برادر و خواهر مادرى، چیزى کم نمى شود ولى از سهم برادر و خواهر پدر و مادرى یا پدرى کم مى شود، مثلا اگر وارث میّت شوهر، برادر و خواهر مادرى و برادر و خواهر پدر و مادرى او باشد، نصف مال به شوهر مى رسد و یک قسمت از سه قسمت اصل مال را به برادر و خواهر مادرى مى دهند و آنچه باقى مى ماند مال برادر و خواهر پدر و مادرى است، پس اگر همه مال او شش تومان باشد، سه تومان به شوهر، دو تومان به برادر و خواهر مادرى و یک تومان به برادر و خواهر پدر و مادرى مى رسد.

مسأله ۳۲۴۷: اگر میّت، خواهر و برادر نداشته باشد، سهم ارث آنان را به اولادشان مى دهند و سهم برادرزاده و خواهرزاده مادرى به طور مساوى بین آنان تقسیم مى شود و سهمى که به برادرزاده و خواهرزاده پدرى یا پدر و مادرى مى رسد، به هر پسر دو برابر دختر مى رسد.

مسأله ۳۲۴۸: اگر وارث میّت، فقط یک جدّ یا یک جدّه است، چه پدرى باشد یا مادرى، همه مال به او مى رسد و با بودن جدّ میّت، پدر جدّ او ارث نمى برد.

مسأله ۳۲۴۹: اگر وارث میّت، فقط جدّ و جدّه پدرى باشد، مال سه قسمت مى شود، دو قسمت به جدّ و یک قسمت به جدّه مى رسد و اگر جدّ و جدّه مادرى باشد، مال به طور مساوى بین آنها تقسیم مى شود.

مسأله ۳۲۵۰: اگر وارث میّت، فقط یک جدّ یا جدّه پدرى و یک جدّ یا جدّه مادرى باشد، مال سه قسمت مى شود، دو قسمت به جدّ یا جدّه پدرى و یک قسمت به جدّ یا جدّه مادرى مى رسد.

مسأله ۳۲۵۱: اگر وارث میّت، جدّه پدرى و جدّه و جدّه مادرى باشد، مال سه قسمت مى شود، یک قسمت بین جدّ و جدّه مادرى، به طور مساوى تقسیم مى شود و دو قسمت آن را به جدّ وجدّه پدرى مى دهند و به جدّ دو برابر جدّه مى رسد.

مسأله ۳۲۵۲: اگر وارث میّت، فقط زن، جدّ و جده پدرى و جدّ و جده مادرى او باشد، ارث زن به تفصیلى است که گفته مى شود و یک قسمت از سه قسمت اصل مال، به طور مساوى بین جد و جده مادرى تقسیم مى گردد و بقیّه را به جد و جده پدرى، مى دهند و به جدّ دو برابر جده مى رسد. و اگر وارث میّت، شوهر جدّ و جده باشد، به شوهر نصف مال مى رسد و ارث جدّ و جدّه، به دستورى است که در مسائل گذشته گفته شد.

ارث دسته سوم

مسأله ۳۲۵۳: دسته سوم: عمو، عمّه، دایى، خاله و اولاد آنان هستند و به تفصیلى که گفته شد اگر از طبقه اوّل و دوم کسى نباشد، اینها ارث مى برند.

مسأله ۳۲۵۴: اگر وارث میّت، فقط یک عمو یا یک عمّه است، چه با میّت از یک پدر و مادر باشد و چه پدرى یا مادرى باشد، همه مال به او مى رسد. و اگر چند عمو یا چند عمّه، باشند و همه از یک پدر و مادر، یا همه از یک پدر باشند، مال به طور مساوى بین آنان قسمت مى شود و اگر عمو و عمّه هر دو باشند و همه از یک پدر و مادر، یا همه از یک پدر باشند، عمو دو برابر عمه مى برد، مثلا اگر وارث میّت دو عمو و یک عمّه باشد مال را پنج قسمت مى کنند، یک قسمت را به عمّه مى دهند و چهار قسمت، به طور مساوى بین آنان تقسیم مى شود.

مسأله ۳۲۵۵: اگر وارث میّت، فقط چند عموى مادرى، یا چند عمّه مادرى و یا عمو و عمّه مادرى باشد، مال به طور مساوى بین آنان تقسیم مى شود.

مسأله ۳۲۵۶: اگر وارث میّت، عمو و عمّه باشد و بعضى از پدر و بعضى از مادر و بعضى از پدر و مادر باشند، عمو و عمّه پدرى ارث نمى برند، پس اگر میّت یک عمو یا یک عمّه مادرى دارد، مال را شش قسمت مى کنند، یک قسمت را به عمو یا عمّه مادرى و بقیّه را به عمو و عمّه پدر و مادرى، مى دهند و عموى پدر و مادرى، دو برابر عمّه پدر و مادرى مى برد. و اگر همه عمو و هم عمّه مادرى دارد، مال را سه قسمت مى کنند، دو قسمت را به عمو و عمّه پدر و مادرى، مى دهند و به عمو دو برابر عمّه مى رسد و یک قسمت را به طور مساوى بین عمو و عمّه مادرى تقسیم مى کنند. و بنابر احتیاط در تقسیم با یکدیگر مصالحه کنند.

مسأله ۳۲۵۷: اگر وارث میّت، فقط یک دایى یا یک خاله باشد، همه مال به او مى رسد و اگر هم دایى و هم خاله باشد و آنها پدر و مادرى، یا پدرى و یا مادرى باشند، مال به طور مساوى بین آنان تقسیم مى شود. و بنابر احتیاط در تقسیم با یکدیگر مصالحه کنند.

مسأله ۳۲۵۸: اگر وارث میّت، فقط یک دایى یا یک خاله مادرى و دایى و خاله پدر و مادرى و دایى و خاله پدرى باشد، به دایى و خاله پدرى ارث نمى رسد و مال را شش قسمت مى کنند، یک قسمت به دایى یا خاله مادرى و بقیّه به دایى و خاله پدر و مادرى، مى رسد و بنابر احتیاط در تقسیم با یکدیگر مصالحه کنند.

مسأله ۳۲۵۹: اگر وارث میّت، فقط دایى و خاله پدرى، دایى و خاله مادرى و دایى و خاله پدر و مادرى باشد، دایى و خاله پدرى ارث نمى برد و باید مال را سه قسمت کنند، یک قسمت به طور مساوى بین دایى و خاله مادرى تقسیم نمایند و بقیّه را به دایى و خاله پدر و مادرى بدهند و بنابر احتیاط در تقسیم، با یکدیگر مصالحه کنند.

مسأله ۳۲۶۰: اگر وارث میّت، یک دایى یا یک خاله و یک عمو یا یک عمّه باشد، مال را سه قسمت مى کنند، یک قسمت را به دایى یا خاله و بقیّه را به عمو یا عمّه مى دهند.

مسأله ۳۲۶۱: اگر وارث میّت، یک دایى یا یک خاله و عمو و عمّه باشد، چنانچه عمو و عمّه از یک پدر و مادر یا از یک پدر باشند، مال را سه قسمت مى کنند، یک قسمت به دایى یا خاله مى رسد و از بقیّه، دو قسمت به عمو و یک قسمت به عمّه مى دهند، بنابراین اگر مال را نُه قسمت کند، سه قسمت به دایى یا خاله و چهار قسمت به عمو و دو قسمت به عمّه مى دهند.

مسأله ۳۲۶۲: اگر وارث میّت، یک دایى یا یک خاله و یک عمو یا یک عمّه مادرى و عمو و عمّه پدر و مادرى یا پدرى باشد، مال را سه قسمت مى کنند، یک قسمت آن را به دایى یا خاله مى دهند و دو قسمت باقیمانده را شش قسمت مى کنند، یک قسمت را به عمو یا عمّه مادرى و بقیّه را به عمو و عمّه پدر و مادرى یا پدرى، مى دهند و به عمو دو برابر عمّه مى رسد. بنابراین اگر مال را نه قسمت کنند، سه قسمت به دایى یا خاله و یک قسمت به عمو یا عمّه مادرى و پنج قسمت دیگر را به عمو و عمّه پدر و مادرى یا پدرى مى دهند.

مسأله ۳۲۶۳: اگر وارث میّت، یک دایى یا یک خاله و عمو و عمّه مادرى و عمو و عمّه پدر و مادرى یا پدرى باشد، مال را سه قسمت مى کنند، یک قسمت به دایى یا خاله مى رسد و دو قسمت باقیمانده را سه سهم مى کنند، یک سهم به طور مساوى بین عمو و عمّه مادرى، تقسیم مى شود و دو سهم دیگر بین عمو و عمّه پدر و مادرى یا پدرى، قسمت مى نمایند و به عمو دو برابر عمّه مى رسد، بنابراین اگر مال را نه قسمت کنند، سه قسمت آن، سهم خاله یا دایى و دو قسمت، سهم عمو و عمّه مادرى و چهار قسمت، سهم عمو و عمّه پدر و مادرى یا پدرى مى باشد.

مسأله ۳۲۶۴: اگر وارث میّت، چند دایى و چند خاله باشد، که همه پدر و مادرى یا پدرى یا مادرى باشند و عمو و عمّه نیز داشته باشد، مال سه سهم مى شود، دو سهم آن به دستورى که در مسأله پیش گفته شد، بین عمو و عمّه، تقسیم مى شود و یک سهم به طور مساوى بین دایى ها و خاله ها، قسمت مى گردد.

مسأله ۳۲۶۵: اگر وارث میّت، دایى یا خاله مادرى و چند دایى و خاله پدر و مادرى یا پدرى و عمو و عمّه باشد، مال سه سهم مى شود، دو سهم به دستورى که گفته شد بین عمو و عمّه تقسیم مى شود، پس اگر میّت، یک دایى یا یک خاله مادرى دارد، یک سهم دیگر آن را شش قسمت مى کنند، یک قسمت را به دایى یا خاله مادرى مى دهند و بقیّه را به دایى و خاله پدر و مادرى یا پدرى مى دهند و بنابر احتیاط در تقسیم آن با هم مصالحه کنند. و اگر چند دایى مادرى، یا چند خاله مادرى و یا هم دایى مادرى و هم خاله مادرى دارد، آن یک سهم را سه قسمت مى کنند، یک قسمت، به طور مساوى بین دایى ها و خاله هاى مادرى تقسیم مى شود و بقیّه را به دایى و خاله پدر و مادرى یا پدرى مى دهند و بنابر احتیاط در تقسیم با هم مصالحه نمایند.

مسأله ۳۲۶۶: اگر میّت، عمو، عمّه، دایى و خاله نداشته باشد، مقدارى که به عمو و عمّه مى رسد، به اولاد آنان و مقدارى که به دایى و خاله مى رسد، به اولاد آنان داده مى شود.

مسأله ۳۲۶۷: اگر وارث میّت، عمو، عمّه، دایى و خاله پدر و عمو، عمّه، دایى و خاله مادر او باشند، مال سه سهم مى شود، یک سهم به طور مساوى بین عمو، عمّه، دایى و خاله مادر میّت تقسیم مى شود و دو سهم دیگر آن را سه قسمت مى کنند، یک قسمت را به طور مساوى به دایى و خاله پدر میّت داده و دو قسمت دیگر آن را به عمو و عمّه پدر میّت، مى دهند و به عمو دو برابر عمّه مى رسد.

ارث زن و شوهر

 

مسأله ۳۲۶۸: اگر زن بمیرد و اولاد نداشته باشد، نصف همه مال به شوهر او و بقیّه به ورثه دیگر مى رسد. و اگر از آن شوهر یا از شوهر دیگرى، فرزند داشته باشد، یک چهارم همه مال به شوهر و بقیّه به ورثه دیگر مى رسد.

مسأله ۳۲۶۹: اگر مرد بمیرد و فرزند نداشته باشد، یک چهارم مال او به زن و بقیّه به ورثه مى رسد. و اگر از آن زن یا از زن دیگر، فرزند داشته باشد، یک هشتم مال به زن و بقیّه به ورثه دیگر مى رسد.

مسأله ۳۲۷۰: زن از زمین و از قیمت آن ارث نمى برد و همچنین از خود متعلّقات به زمین مانند بنا و درخت ارث نمى برد، ولى از قیمت آنها ارث مى برد.

مسأله ۳۲۷۱: اگر زن بخواهد در چیزهایى که از آن ارث نمى برد، مانند زمین، تصرّف کند، باید از ورثه دیگر اجازه بگیرد و نیز بنابر احتیاط واجب ورثه تا سهم زن را نداده اند، در چیزهایى که زن از قیمت آنها ارث مى برد، مانند بنا و درخت، بدون اجازه او تصرّف نکنند و چنانچه پیش از دادن سهم زن، آن را بفروشند در صورتى که زن معامله را اجازه دهد، صحیح وگرنه باطل است.

مسأله ۳۲۷۲: اگر بخواهند بنا، درخت و مانند آن را قیمت نمایند، باید حساب کنند که اگر بدون اجاره، در زمین بماند تا وقتى از بین برود، چقدر ارزش دارد، سپس سهم زن را از قیمت آن بدهند.

مسأله ۳۲۷۳: مجراى آب قنات و مانند آن، حکم زمین دارد. و آجر و چیزهایى که در آن به کار رفته، در حکم ساختمان است.

مسأله ۳۲۷۴: اگر میّت بیش از یک زن داشته باشد، چنانچه فرزند نداشته باشد، یک چهارم مال و اگر اولاد داشته باشد، یک هشتم مال، به شرحى که گفته شد، به طور مساوى بین زنهاى او تقسیم مى شود، اگرچه شوهر با هیچ یک از آنان یا بعضى از آنان نزدیکى نکرده باشد. ولى اگر در مرضى که به آن مرض از دنیا رفته، زنى را عقد کرده و با او نزدیکى نکرده است، آن زن از او ارث نمى برد و حقّ مهر نیز ندارد.

مسأله ۳۲۷۵: اگر زن در حال بیمارى، شوهر کند و به همان بیمارى بمیرد، شوهرش اگرچه با او نزدیکى نکرده باشد، از او ارث مى برد.

مسأله ۳۲۷۶: اگر زن را به ترتیبى که در احکام طلاق گفته شد، طلاق رجعى بدهد و در بین عدّه بمیرد، شوهر از او ارث مى برد و نیز اگر شوهر در بین عدّه زن بمیرد، زن او ارث مى برد، ولى اگر بعد از گذشتن عدّه رجعى یا در عدّه طلاق باین، یکى از آنان بمیرد، دیگرى از او ارث نمى برد.

مسأله ۳۲۷۷: اگر شوهر در حال بیمارى، همسرش را طلاق دهد و پیش از گذشتن دوازده ماه، بمیرد زن با سه شرط از او ارث مى برد، اوّل: در بین این مدّت شوهر دیگرى نکرده باشد. دوم: به جهت بى میلى به شوهر خود، مالى به او نداده باشد که او را طلاق دهد، بلکه اگر چیزى نیز به شوهر ندهد، ولى طلاق به تقاضاى زن باشد، ارث بردنش، محل اشکال است. سوم: شوهر در مرضى که در آن زن را طلاق داده، بر اثر آن بیمارى یا به جهت دیگرى بمیرد، امّا اگر از آن بیمارى خوب شود و به جهت دیگرى از دنیا برود، زن از او ارث نمى برد.

مسأله ۳۲۷۸: لباسى که مرد براى پوشیدن زن خود گرفته و به زن نبخشیده، اگرچه زن آن را پوشیده باشد، بعد از مردن شوهر، جزو مال شوهر است.

 

مسائل متفرقه ارث

مسأله ۳۲۷۹: قرآن، انگشتر، شمشیر میّت و لباسى که پوشیده مال پسر بزرگتر است و اگر میّت، از این چهار چیز بیشتر از یکى دارد، مثلا دو قرآن یا دو انگشتر دارد، بنابر احتیاط پسر بزرگ در آن با ورثه دیگر مصالحه کند.

مسأله ۳۲۸۰: اگر پسر بزرگ میّت، بیش از یکى باشد، مثلا از دو زن او در یک وقت، دو پسر به دنیا آمده باشد، باید لباس، قرآن، انگشتر و شمشیر میّت را به طور مساوى بین آنها تقسیم کنند.

مسأله ۳۲۸۱: اگر میّت بدهى داشته باشد، چنانچه بدهى به اندازه مال او یا زیادتر باشد، باید چهار چیزى نیز که مال پسر بزرگتر است و در مسأله پیش گفته شد، بابت بدهى او بدهند. و اگر قرضش کمتر از مال او باشد، باید از آن چهار چیز نیز به نسبت، بدهى او را بدهند، مثلا اگر همه دارایى او شصت تومان است و به مقدار بیست تومان آن، چیزهایى است که مال پسر بزرگتر است و سى تومان نیز بدهى دارد، پسر بزرگ باید به مقدار ده تومان از آن چهار چیز بابت بدهى میّت بدهد.

مسأله ۳۲۸۲: مسلمان از کافر ارث مى برد، ولى کافر اگرچه پدر یا پسر میّت باشد از مسلمان ارث نمى برد.

مسأله ۳۲۸۳: اگر کسى یکى از خویشان خود را عمداً و به ناحق بکشد، از او ارث نمى برد، ولى اگر از روى خطا باشد، مثلا سنگ را به هوا بیندازد و اتّفاقاً به یکى از خویشان او بخورد و او را بکشد، از او ارث مى برد، ولى بنا بر اقوى از دیه قتل، ارث نمى برد.

مسأله ۳۲۸۴: هرگاه بخواهند ارث را تقسیم کنند، براى بچّه اى که در شکم است که اگر زنده به دنیا بیاید ارث مى برد، سهم دو پسر را کنار مى گذارند، ولى اگر احتمال بدهند بیشتر است، مثلا احتمال بدهند که زن، به سه بچّه حامله باشد، سهم سه پسر را کنار مى گذارند و چنانچه مثلا یک پسر یا یک دختر به دنیا آمد، زیادى را بین ورثه تقسیم مى کنند.

 

 

پرسش و پاسخ درباره ارث

پاسخ دهنده: حضرت آیة اللة حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی

 

 

حق طلب ارث در زمان حیات مادر

سؤال: درصورت فوت پدر ووصیت شفاهی مبنی بررد نمودن اموال به همسر آیا وراث حق درخواست ارث درزمان حیات مادر خود را دارند اگر یکی از وراث اظهار نارضایتی کند تکلیف چیست .

پاسخ:
وارث حق دارد درخواست ارث کند.

 

ارث

سؤال: یکی از وراث مادرم ، مادر بزرگم میباشد ایشان در شرایط کهولت سن بالا هستند و قدرت تشخیص خوب و بدر را ندارندو تحت کفالت دایی بزرگ بنده هستند جهت انحصار وراثت دایی من گفتند نام ایشان را جزء وراث اعلام نکنید چون اگر چیزی هم به ایشان برسد ایشان توان خرج ندارند و نهایتاٌ پس از مرگ ایشان به من (دایی)میرسد و ایشان اجازه اعلام نام ایشان بعنوان ورثه را به ما نمی دهند تکلیف شرعی ما چیست با تشکر و التماس دعا

پاسخ:
اگر از نظر شرعی اشکالی در تقسیم اموال پیش نیاید مانعی ندارد زیرا در هر حال سهم ایشان باید شرعا پرداخت گردد چه دائی شما بخواهد یا نخواهد.

 

ارث

سؤال: اگر مردی که دارای مذهب شافعی است فوت نماید و از طبقه اول تنها ورثه یک دختر باشد آیا برادر و خواهر متوفا نیز جزء وراث وی درمذهب مذکور تلقی میشوند و یا خیر؟درصورت مثبت بودن پاسخ ،سهم الارث هرکدام از آنان چقدر است؟ لطفاٌراهنمایی بفرمایید.

پاسخ:
فقط ارث به دختر می رسد.

 

قانون تقسیم ارث در اهل تسنن

سؤال: اگر مردی از اهل تسنن و مذهب شافعی ، بغیر از دختر فرزندی نداشته باشد و زن اول یا مادر این خانم را طلاق داده و بعدا با همسر فعلیشان ازدواج کردند آیا ارث به همسر فعلیشان هم میرسد یا خواهر و برادر ایشان ….لطفا در این مورد و قانون موجود راهنمایی بفرمائید .

پاسخ:
شرعا به دختر او می‌رسد، ولی قانونا اطلاعی ندارم

 

ارث

سؤال: فردی در زمان حیاط پدرش توسط وکالتی روی سند خانه پدرش وام گرفته و بعد از مرگ پدر اقساط راپرداخت نکرده و وارثان برای جلوگیری از ضبط خانه خانه را فروختند و بانک را تسویه کردند اما غافل از اینکه خریدار خانه از طلبکاران فرد است و الان هنوز خریدار پول خرید خانه را کامل نداده و سند خانه را گرفته و توقیف کرده اند که بتوانند مبلغ مورد نظر را از سهم ان فرد بر دارند در صورتیکه سهم ان فرد به بانک داده شده است وراث چکار می توانند بکنند؟

پاسخ:

طبق قانون عمل نمایند.

 

تعیین سهم الارث

سؤال: اگر زنی فوت کرده در حالی که همسر و فرزندی ندارد همچنین پدر و مادر ایشان نیز فوت کرده اند. دارای یک برادر و پنج خواهر می باشند. سهم الارث ایشان چگونه است؟

پاسخ:

۱ برادر دو سهم و خواهر یک سهم می برد.

 

 

انحصار وراثت

سؤال: در صورتی که متوفی شافعی مذهب باشد اما همسر وتنها فرزندش شیعه باشند وحصر وراثت فقط همسر ودختر را وارث خوانده باشد درصورتی که برادر وخواهر متوفی با استناد به استفتا ئیه در منطقه شافعی نشین در ردیف سوم وچهارم وراث نوشته شده باشند حصر وراست قبلی با وجود اجرای حکم باطل می شود یا خیر لطفا مرا راهنمایی فرمایید حکم شرعی و قانونی آن چیست . متشکرم

پاسخ:

حکم شرعی انحصار ارث در فرزند و همسر او می باشد و برادران متوفی سهمی ندارند.

 

 

سهم الارث

سؤال: میزان سهم الارث شوهر ویک دختر و دو پسر یک زن متوفی چگونه است؟

پاسخ:
شوهر یک چهارم از ارث را می برد و باقی به نسبت دو و یک بین دو پسر و یک دختر تقسیم می شود یعنی ماترک پس از کسر سهم شوهر به پنج سهم تقسیم می شود، چهار سهم به دو برادر و یک سهم به دختر می رسد.

 

سهم الارث

سؤال:اگر مراجع تقلید وارثان میتی متعدد بوده و نظر آنها درباره سهم الارث آن وارثان مختلف باشد کدام نظردر تقسیم ارث معیار عمل است؟

پاسخ:
در صورت عدم رعایت احتیاط و مصالحه ازطرف ورّاث، طبق نظر حاکم شرع بین آنان تقسیم می شود

 

 

ارث

سؤال: پدر همسرم بعد از فوت دو دختر (دو ساله و یکماهه)داشت . همسرش بعد از مرگ از داراییهای آن مرحوم یک خانه به اسم خود می خرد و بعد از چندسال ازدواج میکند .لازم به ذکر است که قیم پدر بزرگم بوده و از همان اول مخالف این کار بوده

پاسخ:

اگر زائد بر ارث تصرف کرده است حرام است و باید به قیم باز گرداند.

 

 

ارث

سؤال: پدر من در سال ۱۳۸۷ فوت نمودند و هیچ وصیت نامه هم نداشتند ولی در زمان حیات خود به گفته مادرم به ایشان گفته بوده که یکی ار ۲ خانه ای که دارم را به اسم تو می کنم و بقیه مال و اموال را خود فرزندان تقسیم می نمایند. سوال ۱ : با توجه به این که هیچ وصیت نامه ای در کار نیست ایا به حرف مادر می شود اکتفا کرد با توجه به این که چند تا ار فرزندان ناراضی هستند. سوال ۲ : ۲ تا برادر مجرد و ۱ خواهر مجرد در خانه داریم و ۲ تا خواهر و ۳ تا برادر ازدواج کرده ان در زمان حیات پدرمان ایا برای هزینه ازدواج انها چیزی تعلق می گیرد از مال و اموال یا خیر؟؟ سوال ۳:سهم زن در حال حاضر طبق قانون چطوری باید به ایشان سهم تعلق گیرد ایا مثل زمان قدیم فقط از ارزش ساخت خانه میتواند ارث ببرد یا نه بیشتر است ؟؟؟ سوال ۴ :میزان سهم برادران و خواهران چطوری است منظورم این است که ایا خواهر نصف برادر است یا نه به طور مساوی سهم می برند. سوال ۵ : یک زمینی است که پدر ان را خریده بوده و از یکی ازبرادران ام ملبغی را البته به گفته مادرم و برادرم گرفته بود و در ان زمان گفته بوده که یک سوم زمین برای تواست و مادرم هم این را می گوید باتوجه به اینکه هیچ گونه سندی در خصوص یک سوم سهم برادرم تکلیف چیست ایا به ایشان بدهیم یا نه ؟؟ لازم به ذکر است که هیچ وصیت نامه ای وجود ندارد… با کمال تشکر اجرکم عندالله

پاسخ:

۱ـ به صرف ادعای مادر نمی شود از حکم شرعی صرف نظر کرد.

۲ـ خیر.

۳ـ فقط از ارزش ساختمان.

۴ـ سهم خواهر نصف برادر است.

۵ـ در این مورد چون سندی وجود ندارد شرعا نمی شود چیزی پرداخت نمود مگر اینکه شهود بر این ادعا شهادت شرعیه بدهند .

 

ارث بردن نوه از پدر بزرگ

سؤال: پدر من در سال ۱۳۶۳ فوت نمود و پدر بزرگم قانونا”و شرعا” از یکی از وراث محسوب میشد و ارث به او نیز تعلق گرفت. پدر بزرگم در سال۱۳۶۸ فوت نمود عموهایم با این عذر که پدر من قبل از پدر بزرگم فوت نموده ما را از سهم برندگان ارث ندانستند و تنها عنوان کردند که مبلغ نا چیزی (۵۰ هزار تومان) طبق وصیت پدر بزرگم(که ما هیچ وقت آن وصیت نامه را ندیدیم) به ما تعلق میگیرد.حال سوال من این است که: ۱ آیا به ما ارث تعلق میگرفت یا نه؟ ۲ اگر جواب مثبت است بعد از گذشت ۲۰ سال ما میتوانیم ادعایی داشته باشیم یا نه؟ با تشکر و آرزوی توفیق روزافزون برای شما عزیزان

پاسخ:

۱ خیر

۲ خیر

 

سهم ارث

سؤال: میزان سهم ارث مادر و زن و دو پسر و یک دختر و برادر و خواهر چگونه محاسبه می شود؟

پاسخ:

مادر ۶/۱ «یک ششم» و زن ۸/۱ «یک هشتم» و بقیه بین دو پسر و یک دختر تقسیم می شود.

 

ارث

سؤال: درمن درسال ۱۳۷۷ فوت نمود.ضمناًپدرم زمانی که درقیدحیات بودندبرای برادرناتنی ام مقدار ۲۵۰۰۰ متر زمین کشاورزی دادندبدون هیچگونه دستنوشته ای که دیگر از همسر ودوپسر و۶ دختر از همسر دیگرش ادعایی نداشته باشدودرسال ۱۳۸۶ مقدار ۱۰۰۰۰ متر ازاین زمین را رسماً به نام ایشان انتقال دادیم ولی حالا پس از ۱۰ سال از فوت پدرم برادرم ادعا کرده که ازتمام املاک ازجمله یک باب مغازه ویک باب منزل مسکونی ودو قطعه زمین کشاورزی ارثم رامیخواهم .باتوجه به اینکه سهم الرث وراث تقریباٌ به اندازه همان زمین است که گرفته آیا میبایست سهم الارث ازکلیه اموال را به ایشان داد؟به حق ترین کاری که باید انجام داد تا خانواده ام را ازاین نگرانی درآورم وحقی نیز از ایشان ضایع نشودچیست؟ باتشکرفراوان

پاسخ:

اگر چنانچه برای اهداء مقدار ۲۵۰۰۰ متر در زمان حیات قرائنی وجود دارد باید همان مقدار را بعنوان ارث از مایملک پدر به ایشان واگذار نمود، در غیر این صورت سهم ارث ایشان مثل سایر ورثه می باشد.

 

 

سهم ارث پدر

سؤال: پدر من بعد از فوت پدرش زمینی به ارث برده بود. پدر من چند سال پیش فوت کرد. میخواستم بدانم سهم ارث مادرم و من و خواهرم به چه گونه میباشد؟

پاسخ:

سهم مادر از زمین نخواهد بود و زمین به دو قسم تقسیم می شود و دو سهم به پسر و یک سهم به دختر می رسد.

 

سهم ازدواج از ارث

سؤال: من پسر آخر خانواده ام و پدرم ۲ سال است که فوت کرده و تمام برادرانم قبل از فوت پدر ازدواج کرده که همه هزینه ازدواج برادرانم را پدر داده است و من پس از فوت پدر ازدواج کرده ام سوال من این است که آیا هزینه ازدواج من از ثلث سهم پدر کسر میشود اگر کسر شود تا چه مقدار تعلق میگیرد کلیه هزینه ها یا مقدار خاصی از هزینه ها متشکرم

پاسخ:

خیر هزینه ازدواج ارتباطی به ثلث ندارد مگر اینکه متوفی وصیت کرده باشد.

 

سهم الارث

سؤال: پدر در قید حیات است و مبلغ فروش یک باب خانه را بین مادر دو خواهر و یک پسر میخواهد تقسیم نماید چگونه میشود وسهم الارث هرنفر را بفرمایید چقدر میشود . من الله التوفیق

پاسخ:

۶/۱ «یک ششم» را به مادر و بقیه را به چهار قسم تقسیم می کند، به پسر دو قسمت و به هر کدام از دختر ها یک قسمت می پردازد.

 

سهم الارث زوجه

سؤال:۱ آیا محاسبه سهم الارث زوجه بر اساس سال فوت است یا زمان تقسیم ارث؟ ۲ آیا قانون جدید تعیین سهم الارث زوجه عطف به ماسبق میشود؟ ( تاریخ فوت ۲۲/۱۲/۱۳۸۶ تاریخ انحصار وراثت ۲۷/۲/۱۳۸۷ تاریخ اجرای قانون جدید ۲۰/ ۱۲/ ۱۳۸۷ میباشد ) ۳ آیا سهم الارث زوجه باید بصورت نقدی پرداخت شود یا باید ملک باشد؟( لازم به ذکر است با توجه به فرزند دار بودن زوجه از زوج بعد از فوت زوج یک هشتم از کلیه درآمدهای حاصله نقداٌ به زوجه پرداخت شده است. )

پاسخ:

۱ زمان تقسیم ارث مثل سایر وراث.

۲ بنده از قانون جدید اطلاعی ندارم.

۳ زوجه از زمین ارث نمی برد و فقط از بناء و سایر ما یملک ارث می برد.

 

 

تقسیم ارث

سؤال: پدر ما بر اثر تصادف فوت کردند وهنوز انحصار وراثت نشده است .در ضمن ورثه با هم اختلاف دارند و مال اموال هم مشخص نشده است .ناظر قید شده در وصیت نامه اقدام به فروش قالیهای متوفی ودیگر اموال او بدون اطلاع ورثه و انحصار وراثت کرده است .۱_تکلیف ورثه چیست۲_آیا در صورت انحصار وراثت اموال باید برگرد

پاسخ:

باید به تقسیم اموال بپردازند و انحصار وراثت تاثیری ندارد.

 

 

تقسیم ارث و ثلث اموال

سؤال: همسر بنده در سال۱۳۸۵ وصیتنامه رسمی تنظیم نموده وبنده را وصی ثلث قرار داده است در سال ۱۳۸۷ ایشان فوت نمود. بعد از فوت متوجه شدیم که قبل از فوتشان به بانک رفته وسپرده های ثابتی را که داشته به نام من و بچه ها بطور جداگانه نموده است تا از جنبه ارث بیرون بیاید وبه یکی از بچه ها نرسد.اما بانک به دلیل اشکالات قانونی حاضر به پرداخت این سپرده ها نشد وهمه را به صورت قانونی که مد نظر خودشان می باشد یعنی یک هشتم به بنده وبقیه به نسبت دو برابر سهم پسر ودختر تقسیم نمود ودر نتیجه مبلغی بیشتر از سهم سایر وراث به اولادی رسیده که متوفی نمی خواسته است وایشان نیز حاضر به پرداخت مابه التفاوت وجه نمی باشد ومی گوید این پول را چون بانک به من داده قانونی می باشد. حال سوال من اینست که با توجه به اینکه بنده وصی ثلث می باشم می توانم خسارت بقیه را از ثلث جبران نمایم یا خیر اگر بله تا چه مقدار ؟۲ زمینی در زمانی که زنده بودند فروخته اند که پول آن بعد از فوتشان به دست بنده رسیده است آیا می توانم مبلغی را که آن ورثه اضافه بر حقش گرفته از سهم ایشان از این زمین کم کنم زیرا ایشان اطلاعی از این پول ندارد.۳ آیا به پول این زمین خمس تعلق می گیرد یا خیر؟۴ وظیفه بنده در قبال ایشان که به پدر خود یعنی متوفی فحش می دهد وبدوبیراه می گوید چیست ؟

پاسخ:

۱ راجع به ارث متوفّی از آنجا که تقسیم درزمان حیاتشان انجام نشده است باید کما فرض الله یعنی یک هشتم سهم زوجه و باقی بین اولاد تقسیم شود و صرف عدم رضایت متوفّی نسبت به سهم الارث یکی از ورثه موجب منع او از ارث نخواهد شد.بنابراین میزان ارثیه ای که به ورّاث رسیده است صحیح است و ثلث باید در مورد خود صرف شود و به کسی پرداخت نشود.

۲ درباره زمین فروخته شده اگر خمس آن قبلاً داده شده است چیزی تعلّق نمی گیرد و گرنه باید اوّل خمس آنرا پرداخت نمود.

۳ باید فرزند را نصیحت کرد که رعایت ادب را نسبت به والدین انجام دهد و بداند که این گونه روش زیان و خسارت دنیا و آخرت را در پی خواهد داشت و راه ورود به رضوان الهی را مسدود خواهد ساخت . گذشتگان هرچه بودند و گفتند فعلاً در میان ما نیستند و انسان باید قلب خود را از رفتار آنان اگر به ناحق بوده است پاک کند و بداند که گذشت و اغماض انسان نسبت به سایر افراد موجب اغماض و عفو پروردگار نسبت به اعمال خود او در روز قیامت خواهد شد.

 

بازگشت ارث به ورثه قبلی

سؤال:چنانچه فردی به نام الف دارای پدری فوت شده وعلاوه بر فرزندان یک ششم به مادر ایشان (مادربزرگ الف) ارث برسد. پس از فوت مادربزرگ چنانچه ایشان شوهر و فرزندی نداشته باشند. آیا این ارث به نوه ایشان یعنی آقای الف بر می گردد؟

پاسخ:
هو العلیم
خیر .

ایا پسر خوانده ارث می برد؟

سؤال:هفت سال پیش پسری از طریق مراجع قانونی تحت تکفل من قرار گرفت. با توجه به اینکه خانواده من تشکیل شده است از : خواهر مادر همسر (اشخاصی که از نظر احکام اسلامی از من ارث برد) راهنمایی بفرمایید، بهترین روش تا بعد از مرگم این پسر خوانده نیز دارای بخشی از اموالم باشد چگونه است. سپاسگذارم

پاسخ:
پسر خوانده هیچگاه از شما ارث نمی برد مگر اینکه وصیّت به ثلث کرده باشید ، یا اینکه قبل از فوت قدری از اموال خود را به او ببخشید.

کیفیت تقسیم ارث

سؤال: درسال ۱۳۵۲ پدرم با داشتن زن و ۶ فرزند که بزرگترین۱۲ سال و کوچکترین آنها ۹ ماهه بوده فوت نمود. پدر بزرگ و مادربزرگم چند سال بعد از ایشان فوت شدند. که طبق قانون از وراث محسوب میشوند که آنها نیز اکنون فوت شده اند و این ارث به فرزندان آنها میرسد حال سئوال این است که از این خانه ای که از پدرما به جا مانده آیا طبق ادعایی که دارند می توانند از ما کرایه ای بابت این چندسال زندگی در خانه بگیرند یا نه؟ آیا غیر از یک دانگ از آن که سهم مادرمان است چیزی دیگر به او میرسد یانه و سئوال سوم اینکه آیا مهریه مادرم را می توانیم به اجرا گذاشته و از کل ارث بجا مانده قبل از تقسیم کم کنیم؟ و آیا میزان ارثی که به پدربزرگ و مادربزرگمان و اکنون به وارثین ایشان ( عموهایم ) میرسد از مقدار کل عرصه و اعیانی است و یا اعیانی تنها ؟

پاسخ:
۱ـ بلی می توانند مدّعی کرایه منزل به میزان یک سوم شوند.
۲ـ زن از زمین خانه ارث نمی برد بلکه از اعیانی آن.
۳ـ بلی قبل از تقسیم ارث باید بدهی ها از جمله مهریه را خارج نمود.
۴ـ از عرصه و اعیانی.

تقسیم ارث

سؤال:با سلام و خسته نباشید عموی اینجانب ده سال پیش فوت کرده است و از او فقط یک دختر بوده است که بعد از دو ماه از ایشان فوت می کند . در هنگام فوت عمو ، مادر و همسرش در قید حیات بوده اند و همان یک دختر . حالا می خواستم از شما بپرسم ارث این عمو چطوری بین این سه نفر تقسیم میشود ؟ لطفا مشخص فرمایید آیا ارث دختر هم به مادر می رسد ؟

پاسخ:
هو العلیم
به مادر ۶/۱ «یک ششم» . به همسر ۸/۱ «یک هشتم». و بقیه به دختر.
ارث دختر به مادر می رسد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات